اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢ - ٢- عنوان اقتضاء
شعبه ديگر آن، لفظى محض بود. در ارتباط با شعبه اوّل محلّ بحث، هيچ جاى ترديد نيست. آنجا كه نزاع ما نزاع در يك مسأله عقلى بود و مىگفتيم: «اتيان به مأمور به هر امرى آيا نسبت به خود آن امر اقتضاى اجزاء دارد يا نه؟»، در اين شعبه و بخش، بدون ترديد اقتضاء بهمعناى سببيّت و علّيت است. عقل وقتى ملاحظه مىكند مىگويد: مولا به تو دستور داده نماز با وضو بخوانى و تو هم نماز با وضو را در خارج ايجاد كردى، اين نماز با وضو كه بهعنوان اطاعت و امتثال آورده شد، چون منطبق بر خواسته مولاست و تمام خصوصيّات مورد نظر مولا را داراست، پس علّيت و سببيّت براى اجزاء را دارد. [١] اين علّيت، حكمى عقلى است و ترديدى نيست كه اقتضاء بهمعناى علّيت است. بهعبارت ديگر: بحث ما در مقام اوّل، بحث لفظى نيست. اگر پاى لفظ در بين بود، ممكن بود شبههاى در اين زمينه داشته باشيم، ولى در اينجا پاى لفظ در ميان نيست. آنچه مطرح است تحقّق عمل از ناحيه مكلّف، در خارج و منطبق بودن خواسته مولا بر اين عمل خارجى است.
مىخواهيم ببينيم آيا به حكم عقل، اين عمل خارجى علت براى اجزاء مىباشد يا نه؟ و در اينجا همه- به جز افراد نادرى- قائل به اجزاء هستند كه ما بعداً پيرامون آن بحث خواهيم كرد. امّا در ارتباط با شعبه دوّم بحث- كه بحث لفظى بود- مىخواستيم ببينيم آيا مفاد «التراب أحد الطهورين يكفيك عشر سنين» چيست؟ آيا از اين تعبير، اجزاء استفاده مىشود يا نه؟ يا در مورد دليل حجّيت خبر عادل- يعنى «صدّق العادل»- و دليل حجّيت استصحاب- يعنى «لا تنقض اليقين بالشك»- كه مىگويد: اگر حالت سابقه طهارت داشتى و اكنون شك دارى، يقين خود را با شك نقض نكن. مىخواهيم ببينيم آيا از اين ادلّه لفظى، اجزاء استفاده مىشود يا نه؟ آيا با توجه به اينكه در شعبه اوّل بحث، اقتضاء را بهمعناى علّيت و سببيّت
[١]- قبلًا گفتيم: در اين قسم، همه قائل به اجزاء مىباشند، مگر افراد نادرى.