اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٨ - تحقيق در ارتباط با واجب معلّق
تعبيرات عرفى بين اين دو عبارت فرق وجود دارد. تصميم و اراده در جايى است كه يك نيروى فعلى و يك قوّه فعاله براى نفس پيدا شده باشد و ما- به تبعيت از امام خمينى رحمه الله- گفتيم كه اراده به خلّاقيت نفس تحقّق پيدا مىكند يعنى خداوند با اينكه خالق مطلق است، شعبه محدودى از خلّاقيت را به نفس انسان عنايت كرده است و هنگامى كه مبادى اراده تحقّق پيدا كرد، انسان اراده را خلق مىكند. [١] وقتى در تعبيرات عرفى گفته مىشود: «آيا براى فلان كار اراده كردى يا نه؟» اين تعبير نشان مىدهد كه انسان مىتوانسته در مورد آن كار اراده كند و مىتوانسته اراده نكند. و چيزى كه مىتوانسته اراده كند و مىتوانسته اراده نكند، نفس انسانى است. در نتيجه شوق، يك حالت انفعالى و تأثّر براى نفس است اگرچه به مرحله كمال و تأكّد هم برسد. ولى اراده يك حالت فعلى و مؤثّريت براى نفس است و سنخ اين دو با يكديگر فرق مىكند، پس چگونه مىتوان اراده را از مقوله شوق بهحساب آورد؟ بلكه بعضى معتقدند كه شوق نه تنها اراده نيست بلكه در مبادى اراده هم دخالت ندارد. البته به اين معنا كه وجود شوق در مبادى اراده ضرورتى ندارد، [٢] لذا بعضى از مواقع انسان چيزهايى را اراده مىكند كه نسبت به آنها هيچ علاقه و شوقى ندارد. مثلًا مريض با نهايت كراهتى كه نسبت به استفاده بعضى از داروها دارد، استعمال آن را اراده مىكند، به جهت فايدهاى كه برآن مترتّب است. حتّى گاهى نياز به عمل جراحى پيدا مىكند بهگونهاى كه منجر به قطع يكى از اعضاى او مىشود و با نهايت كراهتى كه نسبت به آن دارد، اراده انجام آن عمل را مىنمايد. البته بهنظر ما اين حرف داراى مناقشه است، زيرا آنچه اين بعض مىگويد در صورتى درست است كه شوق را با مراد بسنجيم، امّا اگر گفتيم: «اوّلين مبدأ اراده،
[١]- همانطور كه مسأله تصوّر نيز به خلّاقيت نفس انسان حاصل مىشود. تصوّر، وجود ذهنى است و كسانى كه قائل به وجود ذهنى مىباشند، معتقدند «وجود ذهنى داراى واقعيت است و يك امر تخيّلى نيست». و اين وجود ذهنى را نفس انسان خلق كرده است.
[٢]- هرچند در بسيارى از موارد تحقّق دارد.