اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٢ - مناقشه شيخ انصارى رحمه الله نسبت به تمسك به أصالة الإطلاق
را متعلّق هيئت افعل قرار داده و بگويد: «صلّوا» و شما بخواهيد در مقام اخبار و حكايت از اين دستور مولا برآييد، مىگوييد: «الصلاة مطلوبة». آيا معناى «الصلاة مطلوبة» چيست؟ اگر هيئت براى آن امر كلّى متصوَّر- يعنى مفهوم طلب- وضع شده باشد، بايد «الصلاة مطلوبة» بهمعناى «الصلاة مفهوم الطلب» باشد. درحالىكه كسى نمىتواند چنين احتمالى بدهد بلكه «الصلاة مطلوبة» بهمعناى «الصلاة مطلوبة بالطلب الحقيقي»، «الصلاة مرادة بالإرادة الحقيقية» مىباشد و اين دليل بر اين است كه هيئت افعل براى مفهوم طلب وضع نشده است بلكه همانطور كه «مِنْ» براى مصاديق واقعى ابتدا وضع شده است، هيئت افعل هم براى مصاديق واقعى طلب وضع شده است. در نتيجه موضوع له هيئت افعل، كلّى نيست. موضوع له افعل، ماهيت مطلقه نيست. بنابراين شما چه حق داريد به اصالة الاطلاق تمسك كنيد. اصالة الاطلاق مربوط به مفاهيم كلّيه است امّا جزئى قابل تقييد نيست كه بخواهيم اصالة الاطلاق را در مورد آن پياده كنيم. [١] مورد اشكال قرار داده مىفرمايد: اوّلًا: مبناى ما در باب حروف، غير از مبناى مشهور است. ما معتقديم در باب حروف، هريك از مراحل سهگانه وضع، موضوع له و مستعمل فيه عام مىباشند ولى موارد استعمال فرق مىكند. ثانياً: برفرض كه ما در باب حروف از مبناى خودمان صرفنظر كرده و مبناى مشهور را بپذيريم ولى در باب هيئت خصوصيتى وجود دارد كه ما نمىتوانيم آن معنا را پياده كنيم. مرحوم آخوند مىفرمايد: اين معنا را خود مرحوم شيخ انصارى هم قبول دارد كه
[١]- مطارح الأنظار، ص ٦٧