اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٩ - مرحله دوّم مقام اثبات
مادّه مىباشند يا اينكه قيود داراى تنوّعند؟ اگر همه قيود مربوط به خصوص هيئت يا خصوص مادّه باشند نزاع بين شيخ انصارى رحمه الله و مشهور كنار مىرود. ولى با توجه به اينكه در مقام ثبوت مسأله تنوّع قيود مطرح بود، نزاع شيخ انصارى رحمه الله و مشهور باقى است و نوبت به مقام اثبات مىرسد.
مرحله دوّم: مقام اثبات
اين مطلب مورد اتفاق شيخ انصارى رحمه الله و مشهور است كه در قضيه شرطيه- خواه جزاء جمله انشائيه باشد يا جمله خبريه- طبيعت قضيه شرطيه اينگونه اقتضاء مىكند كه شرط، شرطيت براى مجموع جمله جزاء دارد [١] نه براى جزئى از اجزاء آن، مگر اينكه قرينهاى قائم شود. در جاهايى كه جزاء جمله انشائيه است، مثل «إن جاءك زيدٌ فأكرمه»، اكرام بهعنوان جزاى شرط نيست بلكه جمله «أكرمه» جزاى شرط است. هيئت «أكرمه» دلالت بر وجوب و مادّهاش دلالت بر اكرام مىكند و طرف اضافه آنهم عبارت از ضمير «ه» است كه به «زيد» برمىگردد. سؤال: اگر اين مطلب مورد قبول طرفين است پس چرا مرحوم شيخ انصارى در مثال فوق مجىء زيد را قيد براى اكرام مىداند؟ آيا نزاع مرحوم شيخ انصارى و مشهور در ارتباط با اين مرحله است؟ پاسخ: مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد: ما قبول داريم كه قضيه شرطيه يك چنين ظهورى دارد و ظاهر قضيه فوق اين است كه مجىء زيد قيد براى وجوب اكرام است ولى در اينجا قرينهاى عقلى وجود دارد كه سبب مىشود ما در ظهور اين جمله شرطيه تصرّف كرده [٢] و آن را برخلاف ظاهرش حمل كنيم. در نتيجه مرحوم شيخ انصارى و
[١]- قضيه شرطيه اين خصوصيت را دارد كه هريك از جزاء و شرط آن جمله مستقلى مىباشند.
[٢]- همانطور كه گاهى قرينه لفظى موجب تصرّف در ظهور مىشود، مثلًا در جمله «رأيت أسداً يرمي» قرينه لفظى «يرمى» سبب شده است تا «اسد» ظهور در رجل شجاع پيدا كرده و اين ظهور قوىتر از ظهور «اسد» در حيوان مفترس بشود.