اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٠ - بحث اوّل اجزاء در مورد امارات
در نتيجه بنا بر بعضى از مبانى، اين قسم هم داخل در محلّ نزاع مىشود ولى بنا بر مبناى ما هيچ وجهى براى دخول آن در محلّ نزاع تصوّر نمىشود. حال با توجه به مقدّمه فوق بر ما لازم است كه موارد امارات و اصول را بهطور جداگانه مورد بحث قرار داده و مسأله اجزاء را در ارتباط با آنها بررسى كنيم.:
بحث اوّل: اجزاء در مورد امارات
در باب حجّيت امارات دو مبنا وجود دارد: مشهور، حجيت امارات را از باب طريقيت مىدانند و در مقابل مشهور، بعضى حجيت آن را از باب سببيت دانستهاند. معناى طريقيت اين است كه در اين امارات- من حيث هي- هيچ مزيت و مصلحتى وجود ندارد، جز اينكه اينها راهنماى به واقع هستند و تا اندازهاى- نه صددرصد- واقع را نشان مىدهند. آينهاى هستند كه تا اندازهاى واقع را روشن مىكنند و علت حجيت اينها همين حيثيتى است كه در آنها وجود دارد. بهعبارت ديگر: عقلا يا شارع ملاحظه كردهاند كه اگر در ارتباط با واقعْ تنها بخواهند بر قطع تكيه كنند، مشكلات بسيارى براى انسانها پيش مىآيد. حتى در امور دنيوى انسان هم همينطور است. مثلًا شخص مورد وثوقى به انسان خبر مىدهد كه امشب فلان مهمان به منزل شما خواهد آمد، اگر انسان بخواهد اين قول را- به اعتبار اينكه مفيد يقين نيست- ناديده بگيرد، با مشكل عدم آمادگى براى پذيرايى روبهرو مىشود. و اصولًا حصول يقين جازم در بعضى از موارد براى انسان امكان ندارد زيرا احتمالات مختلفى در مقابل يقين او پيدا مىشود. انسانى كه بدنش متنجس است اگر صد بار هم در استخر برود باز احتمال مىدهد ذرهاى از آن نجاست به بدن او چسبيده و به همراه او آمده باشد.
بههمينجهت عقلاء و شارع آمدهاند طرقى را كه ما را به واقع راهنمايى مىكنند- اگرچه صددرصد نيستند- معتبر دانستهاند، امّا پشتوانه اعتبار و ميزان اعتبارشان همان ارائه واقع و حكايت و كاشفيت از واقع است.