اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٦ - ١- تفسير محقق حائرى رحمه الله از كلام صاحب فصول رحمه الله
اكنون به بحث و بررسى كلام اين دو بزرگوار مىپردازيم:
١- تفسير محقق حائرى رحمه الله از كلام صاحب فصول رحمه الله:
ايشان مىفرمايد: بهنظر ما مسأله ايصال و موصليت بهعنوان قيديت مطرح نيست و وجوب غيرى به ذات مقدّمه تعلّق گرفته است ولى بهلحاظ ايصال و داعويت ايصال نه به قيد ايصال، و بين اين دو، فرق وجود دارد. سپس مىفرمايد: وجدان هم با اين معنا موافق است. اگر ما فرض كنيم ذىالمقدّمهاى داراى چند مقدّمه است بهگونهاى كه تا وقتى همه مقدّمات جمع نشوند امكان تحقق ذى المقدّمه وجود ندارد، روشن است كه در اينجا هريك از مقدّمات- بهصورت جداى از يكديگر- نمىتواند متعلَّق وجوب غيرى و اراده غيريه مولا قرار گيرد و وجدان بر اين مطلب گواهى مىدهد. يك مقدّمه- جداى از ساير مقدّمات- چه فايدهاى مىتواند براى مولا داشته باشد تا مولا نسبت به آن وجوب غيرى را مطرح كرده باشد؟ امّا وقتى همه مقدّمات را با هم ملاحظه مىكند، معنايش اين است كه يك سنخيت و ارتباطى بين آنها وجود دارد و آن سنخيت اين است كه اگر اينها با هم جمع شوند، ممكن است ذى المقدّمه به دنبال آنها تحقق پيدا كند. بنابراين در ملاحظه مجموع مقدّمات، بايد ذى المقدّمه را نيز مورد ملاحظه قرار داد. مرحوم حائرى مىفرمايد: منظور ما از لحاظ ايصال، همين معناست. يعنى مولا وقتى اراده غيريهاش به مقدّمات متعدّدى تعلّق مىگيرد كه سنخيت بين اين مقدّمات ملاحظه شده باشد و سنخيت هم اين است كه انضمام اينها در تحقق ذى المقدّمه نقش دارد. در اين حال اراده غيرى او متعلّق به ذات مقدّمه مىشود و هيچ قيدى در مراد او مدخليت ندارد. در اين صورت هيچيك از اشكالات گذشته بر صاحب فصول رحمه الله وارد نخواهد شد، زيرا همه آن اشكالات مبتنى بر اين بود كه قيد ايصال در متعلّق وجوب غيرى اخذ شده باشد. [١]
[١]- درر الفوائد، ص ١١٩