اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٤ - مقام اوّل (مقام ثبوت)
همان «ذى المقدّمه» است. آيا ذى المقدّمه، موصل به چه چيزى مىتواند باشد؟ در اينجا دو احتمال مطرح است: احتمال اوّل: اين است كه ما «موصَل اليه» را در تمامى مقدّمات، خود ذى المقدّمه بدانيم يعنى همانطور كه «نصب نردبان» ايصال به «بودن بر پشتبام» دارد، در مقدّمه مقدّمه هم «بودن بر پشتبام» ايصال به «بودن بر پشتبام» دارد. اين احتمالْ معقول نيست كه چيزى عنوان موصليت به خودش داشته باشد و موصِل و موصَل اليه شىء واحدى باشند. احتمال دوّم: اين است كه گفته شود: موصليت در مورد «نصب نردبان»، در ارتباط با «بودن بر پشتبام» است امّا موصليت «مقدّمه مقدّمه» در ارتباط با مقدّمه اوّل است.
بهعبارت ديگر: مقدّمه مقدّمه، موصل به مقدّمه است، يعنى «بودن بر پشتبام» موصل به «نصب نردبان» است. اين احتمال هم ممتنع است، زيرا شما اگر بگوييد: «مقدّمه مقدّمه- يعنى خود ذى المقدّمه- به ذات مقدّمه اوّل- يعنى نصب نردبان- موصليت دارد». ما مىگوييم: چنين چيزى درست نيست، زيرا «بودن بر پشتبام» نمىتواند موصل به هر «نصب نردبان» ى باشد بلكه بايد موصل براى «نصب نردبان موصل» باشد، چون اگر قيد ايصال به همراه «نصب نردبان» نبود، ما از ابتدا مقدّميت «نصب نردبان» را براى «بودن بر پشتبام» قبول نمىكرديم. در نتيجه «بودن بر پشتبام» مقدّمه موصله براى آن «نصب نردبان» مىشود كه موصل به همين «بودن بر پشتبام» است. و موصِل و موصَل اليه، با يك واسطه اتحاد پيدا مىكنند و خود شىء، موصل به نفس خودش مىشود. چنين چيزى محال است. موصليت شىء به نفس خودش محال است خواه بدون واسطه باشد يا باواسطه. در نتيجه، بنا بر مبناى صاحب فصول رحمه الله- كه قائل به مقدّمه موصله است- وجوب غيرى نمىتواند به سراغ ذى المقدّمه بيايد. بهعبارت ديگر: صاحب فصول رحمه الله ذى المقدّمه را واجب غيرى نمىداند بلكه معتقد است وجوب غيرى در مورد مقدّمه