اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٣ - مقام اوّل (مقام ثبوت)
علت آن اين است كه «بودن بر پشتبام» بهعنوان مقدّمه مقدّمه است. [١] در نتيجه در ما نحن فيه، هم وجوب نفسى و هم وجوب غيرى به «بودن بر پشتبام» تعلّق گرفته است و در چنين مواردى، هيچكس نمىتواند قائل به جواز اجتماع شود، هرچند ما در صلاة در دار غصبى، اجتماع امر و نهى را جايز بدانيم. آنجا تعدّد عنوان مطرح بود ولى در اينجا تعدّد متعلّق حكم مطرح نيست. پس خلاصه بيان مستشكل اين مىشود كه قول به مقدّمه موصله مستلزم اجتماع وجوب نفسى و وجوب غيرى بر نفس عنوان ذى المقدّمه است و چنين چيزى محال است. پاسخ راه سوّم: ما قبول مىكنيم كه «بودن بر پشتبام» متوقّف بر «نصب نردبان» است و «نصب نردبان» بر «بودن بر پشتبام» توقّفى ندارد امّا «نصب نردبان موصل» متوقّف بر «بودن بر پشتبام» است همچنين قبول مىكنيم كه بنا بر مبناى صاحب فصول رحمه الله «نصب نردبان موصل» وجوب غيرى دارد. امّا بحث در اينجاست كه وقتى «نصب نردبان موصل» بر «بودن بر پشتبام» توقّف پيدا كرد- و بهعبارت ديگر: «ذى المقدّمه، عنوان مقدّمه مقدّمه پيدا كرد»- چه چيزى وجوب پيدا مىكند؟ روشن است كه اينجا متعلّق وجوب غيرى، نفس ذى المقدّمه نيست، زيرا اين خلاف مبناى صاحب فصول رحمه الله است. صاحب فصول رحمه الله مىگويد: «مقدّمه، وقتى وجوب غيرى پيدا مىكند كه عنوان ايصال را به همراه داشته باشد». بنا بر مبناى صاحب فصول رحمه الله نه تنها مقدّمه بايد موصله باشد بلكه «مقدّمه مقدّمه» هم بايد موصله باشد تا وجوب غيرى پيدا كند. درحالىكه «مقدّمه مقدّمه»
[١]- مرحوم آخوند در اوايل بحث مقدّمه واجب فرمودند: كسى خيال نكند كه وجوب غيرى به نفس عنوان مقدّمه تعلّق گرفته است بلكه وجوب غيرى به «نصب نردبان» تعلّق گرفته است ولى علت وجوب آن عبارت از مسأله مقدّميت است. پس حيثيت مقدّميت، بهعنوان حيثيت تعليلى مطرح است نه اينكه خودش متعلّق حكم باشد. پس همانطور كه «نصب نردبان» وجوب غيرى دارد، اگر «بودن بر پشتبام» هم بهعنوان مقدّمه مقدّمه، وجوب غيرى پيدا كند، خود «بودن بر پشتبام» وجوب غيرى دارد نه عنوان مقدّمه مقدّمه.