اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٥ - عدم ورود اشكال بر راه چهارم
دهد براى نماز فايدهاى ندارد. لذا اين شخص اگرچه توجهى به قصد قربت ندارد ولى با توجه به اينكه نماز را بهعنوان غايت براى وضوى خود قرار داده و نماز بر وضوى عبادى متوقّف است، پس بايد وضوى او صحيح باشد. و اگر حكم به صحت شد، اشكال برمىگردد كه چگونه وضويى را كه بدون قصد قربت است محكوم به صحت مىدانيد؟ شايد عبارت مرحوم آخوند نيز ناظر به همين معنا باشد، ايشان مىفرمايد: «و الاكتفاء بقصد أمرها الغيري فإنّما هو لأجل أنّه يدعو إلى ما هو كذلك في نفسه حيث انّه لا يدعو إلّا إلى ما هو المقدّمة» يعنى كفايت امر غيرى به اين جهت است كه امر غيرى دعوت مىكند به متعلّق خودش و چون متعلّق خودش ذاتاً عبادت است، به قصد امر غيرى اكتفا مىشود. گويا در اينجا واسطهاى در كار است و به خود امر غيرى- بما هو امر غيرى- اكتفا نمىشود. شاهدش اين است كه در ساير مقدّمات غير عبادى قصد امر غيرى نمىتواند عباديت درست كند. تطهير ثوب و بدن به قصد امر غيرى، آن را عبادت نمىكند. امّا امر غيرى متعلّق به وضو، عباديت آن را درست مىكند، زيرا امر غيرى متعلّق به تطهير ثوب، به عبادت تعلّق نگرفته است امّا امر غيرى متعلّق به وضو، به يك عبادتى تعلّق گرفته است كه عباديت آن با قطعنظر از امر غيرى احراز شده است. مرحوم آخوند مىفرمايد: اكتفا به قصد امر غيرى براى اين جهت است كه امر غيرى مىگويد: «مقدّمه را انجام بده» و مقدّمه عبارت از «غسلتان و مسحتان با قصد قربت» است. بهعبارت ديگر: درست است كه وضو متعلّق امر غيرى است و فرض مىكنيم امر غيرى در تمام موارد، بهسوى متعلّق خودش دعوت مىكند ولى متعلّقها فرق مىكند. متعلّق در باب تطهير ثوب و بدن، امرى غير عبادى است امّا در باب وضو امرى عبادى است. [١]
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٧٨. ذكر اين نكته لازم است كه عبارت كفايه در اينجا بهصورت «لا حيث انّه ...» است كه «لا» در آن زايد و نادرست است.