اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٧ - راه دوّم براى اثبات وجود قرينه عقليه
شما بگوييد: «لحاظ استقلالى با معناى حرفى نمىسازد و معناى حرفى را از حرفى بودن خارج مىكند»؟ لحاظ استقلالى در مرحله لفظْ مورد نياز نيست، لفظْ برآن چيزى كه در ذهن مولا ساخته و پرداخته شده است دلالت مىكند و بر چيزى زايد برآن دلالت نمىكند. در ذهن مولا هم مسئله اين است كه مجىء زيد از قيودى است كه با اراده ارتباط دارد، لذا گفته است: «إن جاءك زيد فأكرمه» و اگر با مراد ارتباط داشت مثلًا مىگفت: «أكرم زيداً الجائي»- همانطور كه مرحوم شيخ انصارى قيد را به ماده مىزد- نه اينكه بهصورت جمله شرطيه مطرح كند كه ظاهر در اين است كه قيد در مرحله تحليل نفسانى مولا ارتباط به اراده دارد. نتيجه راه اوّل از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه راه اوّلى كه در ارتباط با قرينه عقليه مطرح شد تا جلوى ظهور قضاياى شرطيه گرفته شود، نه در مورد جملات خبريه درست است و نه در مورد جملات انشائيه. البته وضوح بطلان آن در مورد جملات خبريه بيشتر از جملات انشائيه است.
راه دوّم براى اثبات وجود قرينه عقليه
ظاهر كلام شيخ انصارى رحمه الله اين است كه ايشان براى اثبات وجود قرينه عقليهاى كه بتواند جلوى ظهور جملات شرعيه را بگيرد به اين راه استناد كرده است كه هيئت و حروف داراى معانى جزئيه مىباشند و جزئى قابل تقييد نيست. [١] بيان مطلب: در اينجا يك صغرى و كبرى مطرح است. در ارتباط با صغرى- يعنى اينكه معناى هيئت، يك معناى حرفى است- مرحوم شيخ انصارى همان نظريهاى را اختيار كرده كه مشهور در باب حروف قائلند. در مباحث الفاظ، وضع به چهار قسم
[١]- مطارح الأنظار، ص ٤٥ و ٤٦