اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٦ - بررسى راه اوّل
فأكرمه» را بگويد، مسئله را در ذهن خودش بررسى كرده است. نمىخواهيم بگوييم:
«جمله «إن جاءك زيدٌ فأكرمه» حكايت از مافيالضمير مولا مىكند»، امّا اينگونه هم نيست كه مولا هيچيك از اجزاء جمله را تصوّر نكرده و يك مرتبه اين جمله را گفته است. حال كه مسأله انشاء به اين صورت است، مىگوييم: ما در بحثى كه پيرامون مقام ثبوت مطرح كرديم ضابطهاى براى تعلّق قيود به هيئت و تعلّق به مادّه ارائه كرده و گفتيم: «امر مولا جانشين اراده فاعلى و اراده مباشرى مولاست. در اراده مباشرى مولا، قيود به دو صورت است: بعضى در ارتباط با اراده و بعضى در ارتباط با مراد است، بهطورى كه در تصديق به فايده مراد، قيد مربوط به مراد هم مورد لحاظ است». در اينجا هم مىگوييم: مولايى كه با «إن جاءك زيد فأكرمه»، وجوب اكرام را انشاء مىكند اگرچه حقيقت انشاء همان بعث و تحريك اعتبارى بهوسيله هيئت و لفظ أكرم است ولى اين بدان معنا نيست كه در قلب مولا هيچ تصوّرى نسبت به اكرام و وجوب و مجىء زيد وجود نداشته و اين لفظ بهطور كلّى بريده از معناست. خير، بلكه مولا حساب كرده كه قيد مجىء زيد از جمله قيودى است كه در ارتباط با اراده است لذا گفته است: «إن جاءك زيد فأكرمه». بنابراين جواب ما در ارتباط با جملات انشائيه، انكار لحاظ استقلالى در مرحله تقييد است، شبيه همان چيزى كه در مورد جملات خبريه گفتيم. ما گفتيم: در «ضرب زيد عمراً يوم الجمعة» چيزى را نيامدهايم لحاظ استقلالى كنيم بلكه همان واقعيتى كه وجود داشته است را با تمام خصوصيات آن بازگو كردهايم. در باب انشائيات هم مىگوييم: مولا قبل از اينكه جمله «إن جاءك زيد فأكرمه» را بگويد، مسأله وجوب اكرام و صدور امر نسبت به اكرام را در ذهن خود بررسى و تحليل كرده و ملاحظه كرده كه مجىء زيد قيد براى اراده است و اين يك واقعيت است، لذا اين واقعيت را به «إن جاءك زيد فأكرمه» انشاء كرده است، اين واقعيت را به تعليق هيئت بر قيد مطرح كرده است، همانطور كه ظاهر جمله شرطيه است. كجا در اينجا لحاظ استقلالى دخالت دارد تا