اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٤ - كلام مرحوم آخوند در ارتباط با شرايط قسم سوّم
شرايط شرعيه مطرح كرده است. امّا درعينحال همان جوابى كه امام خمينى رحمه الله نسبت به كلام مرحوم عراقى مطرح كردند در اينجا نيز جريان پيدا مىكند. مىگوييم: در اضافه بايد طرفين آن تحقّق داشته باشد. نمىشود ابوّت تحقّق داشته باشد و بنوّت تحقّق نداشته باشد. در اينجا تذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه در باب علت و معلولهاى واقعى كه مىگفتيم: «علت تقدّم رتبى بر معلول دارد و تقارن زمانى با معلول دارد»، يعنى وقتى وجود اينها را ملاحظه مىكنيم مىگوييم: «تقارن وجودى دارند» امّا وقتى رتبه آنها را ملاحظه مىكنيم مىگوييم: «رتبه علت مقدّم بر رتبه معلول است، چون معلول مترشح و متولد از علت است». ولى حرف سوّمى هم مطرح است و آن اين است كه آيا بين اتّصاف علت به عليت و اتّصاف معلول به معلوليت چه نسبتى وجود دارد؟ جواب اين است كه اينها متضايفين هستند و لازمه تضايف اين است كه در اتّصاف به عليت و اتصاف به معلوليت حتى تقدّم رتبى هم وجود ندارد بلكه اين دو كاملًا مقارن با هم مىباشند. نمىتوانيم بگوييم: «چون ذات علت، تقدّم رتبى بر ذات معلول دارد، در اتّصاف به عليت هم تقدّم رتبى بر اتّصاف به معلوليت دارد». عليت و معلوليت مانند ابوّت و بنوّت مىباشند. با اينكه ابن، مترشح و متولد از اب است ولى نمىتوان گفت:
«ابوّت در رتبهاى مقدّم بر بنوّت است». وقتى اينها متضايفين شدند، ما- به تبعيت از امام خمينى رحمه الله- همان اشكال سابق را بر مرحوم آخوند وارد كرده مىگوييم: «چگونه مىشود كه مضاف و اضافه الآن تحقّق داشته باشد ولى مضاف اليه آن بعداً تحقّق پيدا كند؟ شىء غير موجود، چگونه وصف مضاف اليه پيدا مىكند؟» و وقتى مسأله مضاف اليه كنار رفت، مضاف هم كنار مىرود. نمىشود گفت: «مضاف- با وصف مضاف بودن- تحقّق دارد، اضافه هم تحقّق دارد ولى مضاف اليه آن تحقّق ندارد». اين مسئله غير قابل تعقّل است. [١]
[١]- امّا در ارتباط با علم كه چگونه به آينده تعلّق مىگيرد با اينكه معلوم آن تحقّق ندارد، ما قبلًا پاسخ مبسوطى ارائه كرديم و حاصل آن اين كه در باب علم، يك معلوم بالذات داريم و يك معلوم بالعرض. آنچه معلوم بالذات است، همينالان در ذهن حاضر است و مورد تصديق ذهن انسان است و علم به آن تعلّق گرفته است اگرچه معلوم بالعرض آن- يعنى وجودش- در آينده تحقّق پيدا مىكند.