اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٢ - كلام محقّق اصفهانى رحمه الله در تأييد كلام مرحوم آخوند
كلام محقّق اصفهانى رحمه الله در تأييد كلام مرحوم آخوند:
محقّق اصفهانى رحمه الله در تأييد كلام مرحوم آخوند مىفرمايد: ما وقتى ذى المقدّمه را- هم از نظر وجوب و هم از نظر وجود- با مقدّمه مقايسه مىكنيم، مىبينيم كه ذى المقدّمه در ارتباط با مقدّمه داراى دو عليت است. يكى عليت غائيه و ديگرى عليت فاعليه. ما از يك طرف ملاحظه مىكنيم كه علت غائى وجوب مقدّمه، عبارت از ذى المقدّمه است و اينكه ما وجوب مقدّمه را وجوب غيرى مىدانيم براساس همين مبناست، يعنى ايجاب «نصب نردبان» براى تحقّق ذى المقدّمه- يعنى «بودن بر پشتبام»- است. پس ذى المقدّمه علت غايى براى وجوب مقدّمه است و الّا در ذات مقدّمه- با قطعنظر از اين غايت- هيچ جهت و علتى اقتضاى وجوب را نمىكند. از طرف ديگر وجود ذى المقدّمه- و به تعبير ايشان: ارادهاى كه متعلّق مىشود به ذى المقدّمه- موجب ترشح اراده به مقدّمه مىشود يعنى در مقام انجام عملى كه داراى مقدّمه است، ابتدا ارادهاى به ذى المقدّمه تعلّق مىگيرد سپس از اين اراده متعلّق به ذى المقدّمه، ارادهاى به مقدّمه ترشح پيدا مىكند. پس وجود مقدّمه ناشى از اراده متعلّق به خود مقدّمه است و اراده متعلّق به مقدّمه ناشى از اراده متعلّق به ذى المقدّمه است. پس همانطور كه اراده متعلّق به ذى المقدّمه، مبدأ تحقّق (/ علت فاعلى) براى اراده متعلّق به مقدّمه است، علت فاعلى براى خود مقدّمه و وجود مقدّمه خواهد بود.
در نتيجه اراده متعلّق به ذى المقدّمه، علت فاعلى براى وجود مقدّمه است. مرحوم اصفهانى سپس مىگويد: تقسيم واجب به نفسى و غيرى، در ارتباط با علت غائيه مطرح است كه وجوب ذى المقدّمه براى خود ذى المقدّمه است ولى وجوب مقدّمه براى تحقّق و وجود ذى المقدّمه است. امّا تقسيم واجب به اصلى و تبعى بهلحاظ علت فاعليه مطرح است كه ذى المقدّمه در جنبه فاعلى و تعلّق اراده اصالت دارد امّا مقدّمه در جنبه فاعلى تبعيت دارد زيرا اراده متعلّق به مقدّمه، معلول اراده متعلّق به ذى المقدّمه و مترشح از آن است. پس اصالت و تبعيت در ارتباط با ارادتين مطرح است و در