اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٧ - ٤- اجزاء در مورد اصالة الاشتغال
تخصيص نسبت به واقع است دلالت مىكند مثل اينكه شارع گفته باشد: «اى كسى كه جاهل به جزئيت هستى، من- بهعنوان اينكه شارع هستم- به تو اجازه مىدهم كه (أقيموا الصّلاة) را بدون سوره امتثال كنى» و اين اجازه شارع، با وجوب اعاده يا قضاء سازگار نيست. بنابراين در مورد برائت شرعيه حكم به اجزاء مىشود. اگر كسى فحص كامل كرد و دليلى بر جزئيت سوره پيدا نكرد و با استناد به برائت شرعيّه نماز خود را بدون سوره خواند، سپس دليلى پيدا كرد كه بر جزئيت سوره دلالت مىكند مقتضاى برائت شرعيه عبارت از اجزاء است و اعاده و قضاء براى اين شخص واجب نيست.
٤- اجزاء در مورد اصالة الاشتغال
اصالة الاشتغال، از محلّ بحث ما بيرون است، زيرا بحث ما در جايى است كه عملِ انجامشده فاقد بعضى از اجزاء و شرايط بوده است درحالىكه در موارد جريان اصالة الاشتغال بايد تمام امورى كه احتمال مدخليت در مأمور به دارد، مراعات شود و چيزهايى كه احتمال مانعيت آنها داده مىشود ترك شود. لذا در مورد اصالة الاشتغال ما به كشف خلاف برخورد نمىكنيم. بنابراين مسأله اصالة الاشتغال از بحث اجزاء خارج است. و ما حتّى نمىتوانيم بگوييم: «اصالة الاشتغال، اقتضاى اجزاء مىكند»، زيرا در مورد اصالة الاشتغال، كمبودى در مأمور به وجود ندارد، مثلًا قول به اشتغال در دوران بين اقلّ و اكثر ارتباطى، به اين معناست كه در مورد شك در جزئيت سوره، عقلْ حكم به اشتغال مىكند و لازمه حكم عقل اين است كه نماز بايد با سوره اتيان شود. در اين صورت ديگر نقصى در نماز وجود ندارد و اگر بعداً هم معلوم شد كه سوره واجب نبوده است، بهعنوان يك مستحب در نماز واقع شده و يا حدّ اقل بهعنوان چيزى است كه وجود آن ضررى به نماز وارد نمىكند. در نتيجه در موارد اصالة الاشتغال، اصلًا موضوع براى بحث اجزاء تحقق پيدا نمىكند تا نوبت به مباحث اجزاء برسد.