اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧١ - بررسى كلام مرحوم آخوند
نكرده است، اين سبب نمىشود كه عبد وظيفه عبوديت خود را فراموش كند بلكه براى او واجب است كه در مقام نجات فرزند مولا برآيد». بايد توجه داشت كه اين مسئله از باب وجوب نجات نفس محترمه نيست بلكه در ارتباط با مقام مولويت و عبوديت است.
در ارتباط با اين دو عنوان، عقل و عقلاء حكم به لزوم مىكنند. البته در اين زمينه مثالهاى ديگرى نيز هست كه در آنها مسأله حفظ نفس هم نيست كه موجب مناقشه شود. مثلًا در همين آقا و نوكرهاى عرفى- كه مسأله ملكى هم نيست- اگر صاحبخانه در منزل حضور نداشته باشد ولى نوكر او حضور داشته باشد و ميهمانى براى صاحبخانه وارد شود كه نوكر مىداند اين ميهمان مورد علاقه شديد صاحبخانه است و اگر صاحبخانه حضور داشت از او استقبال مىكرده و پذيرايى كامل مىنمود، حال كه صاحبخانه حضور ندارد نوكر نمىتواند اين ميهمان را رد كند و بگويد: من تابع امر و دستور صاحبخانه هستم و چون صاحبخانه در اين زمينه امرى صادر نكرده، ملزم به راه دادن و پذيرايى از اين ميهمان نيستم. عقل و عقلاء مىگويند: «اينجا نياز به دستور ندارد، تو كه مىدانى اگر خود صاحبخانه حضور داشت چه احترام و اكرامى نسبت به اين ميهمان روا مىداشت و حتى در ارتباط با اكرام و احترام او اوامر متعدّدى صادر مىكرد، بنابراين بر تو لازم است كه او را اكرام كنى و نمىتوانى عذر بياورى كه صاحبخانه دستورى در اينجا صادر نكرده است». بنابراين وقتى در موالى و عبيد عرفى كه حتى مسأله ملكيت هم مطرح نيست، وجوب اطاعت مطرح است، در موالى و عبيد فقهى كه مسأله مالكيت و مملوكيت مطرح است، ترديدى در اين نيست كه اگر غرض حتمى مولا بر عبدش مشخص باشد، نيازى به امر ندارد بلكه لزوم اطاعت در جاى خودش محفوظ است. مورد ديگرى كه ترديد در آن نيست اين است كه امرى الزامى يا وجوبى از ناحيه مولا در كار باشد، بدون اشكال در اينجا هم اطاعتْ بر عبد لازم است. حال در اينجا بحثى مطرح مىشود كه آيا لزوم اطاعتى كه در مورد وجود امر مطرح مىكنيد با لزوم اطاعتى كه در مورد عدم وجود امر مطرح كرديد، داراى يك