اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٠ - ١- راه حلّ محقّق عراقى رحمه الله
بلكه اين اشكال در همه معاملات جريان پيدا مىكند، چون ايجاب لفظى بوده كه وجود پيدا كرده و معدوم شده و زمانى كه قبول واقع مىشود اثرى از ايجاب نيست.
حلّ اشكال
با توجه به اينكه قاعده عقليه قابل انخرام و تخصيص نيست، بزرگان علم اصول درصدد حلّ اين مشكل برآمده و راه حلهايى را مطرح كردهاند كه در ذيل به بررسى آنها مىپردازيم:
١- راه حلّ محقّق عراقى رحمه الله
مرحوم عراقى با اين اشكال بهصورت يك اشكال غامض برخورد نكرده و خيلى به سادگى خواستهاند مسئله را حل كنند. ايشان فرموده است: اوّلًا: در مسائل شرعى، ما از همان اوّل مىتوانيم خيال خودمان را راحت كرده و بگوييم: «مسائل شرعى، امور اعتبارى است و ربطى به قاعده عقليه ندارد. قاعده عقليه مربوط به واقعيات و تكوينيات است. مربوط به جايى است كه تأثير و تأثّر واقعى وجود داشته باشد، امّا در باب اعتباريات، وقتى شما مىگوييد: «البيع سبب للملكيّة»، اين سببيت، سببيت تكوينيه نيست مسبّب آنهم تكوينى نيست. ملكيت، سببيت و شرطيت از امور اعتبارى مىباشند. وقتى شما مىگوييد: «غسل شب آينده، دخالت در صحت صوم روز گذشته دارد» خيال مىكنيد اين صحت صوم، يك واقعيت است درحالىكه صحت، يك حكم وضعى شرعى است و همانطور كه احكام تكليفيه شرعيه امور اعتبارى هستند، احكام وضعيه شرعيه هم امور اعتبارى مىباشند. حتى در جايى كه خود شارع تصريح به سببيت كند و مثلًا بگويد: «اتلاف مال غير، سبب ضمان