اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٥ - اشكال شيخ انصارى به صاحب معالم رحمه الله
مشروط، اراده خود آن واجب مىتواند به عنوان شرط آن واجب باشد، يعنى بگويد: «إن أردت الصلاة يجب عليك الصلاة»؟ شيخ انصارى رحمه الله مىفرمايد: چنين چيزى محال است، براى اينكه مكلّف، بهلحاظ عمل خارجى از دو حال بيرون نيست. يا صلاة را اراده كرده و يا اراده نكرده است. اگر اراده نكرده باشد، شما مىگوييد: «صلاة وجوب ندارد. امّا اگر صلاة را اراده كرده باشد، معناى اراده اين مىشود كه صلاة در خارج تحقّق پيدا كند و علت تحقّق آنهم اراده خود صلاة باشد. اگر اراده در تحقّق صلاة نقش دارد، پس بر وجوب و بعث چه اثرى مترتّب است؟ شما از وجوب، به بعث و تحريك اعتبارى تعبير مىكنيد، معناى بعث و تحريك اعتبارى اين است كه امر مولا در تحقّق و حصول صلاة نقش دارد، درحالىكه اگر تحقّق صلاة معلّق بر اراده صلاة باشد، آنچه نقش در تحقّق صلاة دارد اراده خود مكلّف است. مثلًا در صورتى كه مولا بگويد: «اگر اراده «بودن بر پشتبام» را نمودى، «بودن بر پشتبام» بر تو واجب مىشود، وقتى عبد خودش اراده «بودن بر پشتبام» را بنمايد، اين «بودن بر پشتبام» كه در خارج واقع مىشود، در ارتباط با اراده عبد است نه در ارتباط با بعث و تحريك مولا. ممكن است كسى بگويد: در اينجا دو چيز در تحقّق «بودن بر پشتبام» نقش دارد: اراده عبد و بعث مولا. جواب اين است كه: اين حرف در صورتى درست است كه اراده عبد و بعث مولا در رتبه واحدى باشند، امّا اگر اراده عبد قبل از بعث مولا باشد و اراده در مرتبه متقدّمه نقش در تأثير «بودن بر پشتبام» داشت، ديگر نوبت به بعث مولا- كه در مرتبه متأخّر است- نمىرسد. ما نحن فيه هم همينطور است، زيرا شرط در واجب مشروط، هميشه تقدّم بر حكم دارد. در مورد قضيه شرطيه تا اين درجه گفتهاند كه شرط نه تنها علت براى جزاست بلكه عليت منحصره براى جزاء دارد. حال در ما نحن فيه وقتى مىگويد: «اگر اراده بودن بر پشتبام نمودى، بودن بر پشتبام بر تو واجب مىشود» در اين صورت، اراده «بودن بر پشتبام» كه بهعنوان شرط است، در رتبه مقدّم بر بعث و تحريك و حكم- كه بهعنوان جزاست- قرار دارد و در اين صورت، «بودن بر پشتبام»- بهعنوان