اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠ - ١- عنوان «على وجهه»
آن حكم مىكند. اگر كسى اين احتمال را مطرح كند در جواب او مىگوييم: اوّلًا: همانطور كه مرحوم آخوند فرموده است، اگر مقصود از «على وجهه» تنها خصوصيات معتبر شرعى باشد، اين قيد توضيحى مىشود، زيرا اين معنا در «الإتيان بالمأمور به» وجود دارد. «الإتيان بالمأمور به» يعنى آوردن مأمور به با تمام اجزاء و شرايط معتبر شرعى. ثانياً: درست است كه مرحوم آخوند مىفرمايد: «قصد قربت، عقلًا معتبر است نه شرعاً»، ولى اين حرف ربطى به محلّ نزاع ندارد زيرا اين مطلب را ابتدا مرحوم شيخ انصارى و پس از ايشان مرحوم آخوند مطرح كردهاند. بنابراين، مطلب مذكور مطلب تازهاى است و قبل از شيخ انصارى رحمه الله مطرح نبوده است. تا قبل از مرحوم شيخ انصارى، همه فقهاء عقيده داشتند نحوه اخذ قصد قربت در مأمور به مانند ركوع و سجود است، حال يا بهعنوان جزئيت و يا بهعنوان شرطيت. پس وقتى مرحوم آخوند چنين نظريهاى دارد، اين سبب نمىشود كه عنوانى كه از هزار سال پيش مورد بحث بوده ناظر به اين خصوصيت باشد. ما اصلًا چيزى كه عقلًا در مأمور به معتبر باشد نداريم. آنچه در مأمور به معتبر است همان چيزى است كه شارع ذكر كرده و قصد قربت هم در رديف آنهاست. در نتيجه احتمال دوّم باطل است. احتمال سوّم: مقصود از «على وجهه» همان «قصد الوجه» باشد كه در فقه مطرح شده است. «قصد الوجه» به اين معنا است كه انسان عمل واجب را به داعى وجوب يا با وصف وجوب [١] انجام دهد. اين احتمال نيز داراى اشكال است، زيرا:
[١]- چون قصد الوجه، گاهى بهصورت غايت است، مثل اينكه بگويد: «اصلّي لوجوبها» و يا «اصلّي لاستحبابها». و گاهى بهصورت صفت است، مثل اينكه بگويد: «اصلّي صلاة متّصفة بأنّها واجبة» يا «اصلّي صلاة متّصفة بأنّها مستحبّة».