اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٥ - بررسى كلام مرحوم آخوند
نماز را بهصورت فرادى خوانده باشد و سپس جماعتى در آن مورد تشكيل شود يا اين كه مثلًا در وسط نماز ظهرِ فرادى بود و جماعتى به عنوان ظهر تشكيل شد كه در اين صورت پس از اتمام نماز ظهر فرادى به جماعت ملحق شود و با جماعت اعاده كند.
مرحوم آخوند مىفرمايد: اين يك مصداق روشن براى تبديل امتثال به امتثال ديگر است خصوصاً با توجه به تعبيراتى كه در بعضى از روايات شده كه «يختار اللَّه أحَبَّهُما إليه». [١] مورد دوّم: در فقه گفتهاند: اگر موجب نماز آيات از چيزهايى است كه ادامه دارد و زود از بين نمىرود- مثل خسوف و كسوف، به خلاف زلزله- انسان خوب است اكتفا به يك نماز آيات نكند بلكه اوّلين نماز آيات را كه به عنوان وجوب انجام داد، مستحب است تا وقتى كه موجب باقى است نماز آيات را تكرار كند. بررسى دو موردى كه در فقه وارد شده است: قبل از بررسى اين دو مورد لازم است مطلبى را- كه بهصورت يك ضابطه كلّى است و هم در اينجا و هم در موارد مشابه آن جريان دارد- مطرح كنيم: اگر ما يك مسأله عقلى بديهى داشته باشيم و در مقابل آن، يك دليل تعبدى شرعى- مثل ظاهر آيه يا روايت- داشته باشيم چه بايد بكنيم؟ آيا وظيفه داريم ظهور آيه را بگيريم و از دليل عقلى قطعى رفع يد كنيم يا اينكه اگر نتوانستيم ظاهر را توجيه كنيم از آن رفع يد كرده و بگوييم: اين از متشابهات است كه «يردّ علمه إلى اللَّه و إلى رسوله صلى الله عليه و آله» [٢]. مسأله متشابهات موارد زيادى مشابه دارد و چهبسا كسانى كه نتوانستهاند تحليل درستى نسبت به آن داشته باشند دچار انحراف شدهاند. مثلًا ظاهر آيه شريفه (و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً) [٣] اين است كه ملائكه صفوفى تشكيل مىدهند و پروردگار متعال مىآيد آن صفوف را از نزديك مىبيند و اين معنا ظهور در تجسّم خداوند دارد
[١]- وسائل الشيعة، ج ٥، ص ٤٥٦ (باب ٥٤ من أبواب صلاة الجماعة، ح ١٠).
[٢]- الكافي، ج ١، ص ٦٧.
[٣]- الفجر: ٢٢