اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤ - كلام مرحوم آخوند
بالاستقلال در باب اطاعت و عصيان، عقل است»؟ ما اين را مىگوييم ولى معناى اين حرف اين نيست كه در تمام جوانب اين مسئله بايد واقعيتى وجود داشته باشد. زمينه اطاعت و عصيان، حكم مولاست و حكم مولا امرى اعتبارى است ولى در زمينه همين امر اعتبارى، عقلْ حكم مىكند به اينكه «اطاعت براى تو واجب است و حق ندارى معصيت مولا را انجام دهى». بنابراين به مجرّد اينكه مسئله را در ارتباط با عقل قرار داديم و پاى شرع و عرف و عقلاء را كنار گذاشتيم، ملازم با اين نيست كه موضوع و محمول مسئله حتماً بايد واقعيّت داشته باشند. خير، بسيارى از احكام عقليّه در زمينه مسائل اعتبارى پياده مىشود، مثل همين مسأله وجوب اطاعت و عصيان كه در زمينه حكم مولاست، درحالىكه حكم مولا، همان بعث و تحريك اعتبارى است. در نتيجه در همان مقام اوّل از بحث- كه يك مسأله عقليّه است و هيچ ارتباطى به شرع و عرف و عقلاء ندارد- مسأله علّيت و معلوليّت واقعيّه مطرح نيست. خلاصه آنچه در پاسخ كلام امام خمينى رحمه الله مطرح كرديم اين است كه كلمه «يقتضي» كه در كلام مرحوم آخوند بهمعناى تأثير و تأثّر معنا شده بود، نبايد روى خودش تكيه كرد، بلكه بايد ديد اين تعبير در مقابل چيست؟ اين تأثير و تأثّر را كه به اتيان به مأمور به نسبت دادهاند در مقابل اقتضاى بهمعناى دلالت است كه مربوط به عالم لفظ مىباشد. قبلًا گفتيم: «اگر اقتضاء به لفظ اسناد داده شود، بهمعناى دلالت و كشف است و اگر به عملى اسناد داده شود بهمعناى تأثير و تأثّر و علّيت است».
حال مىگوييم: اينكه ما اقتضاء را بهمعناى تأثير و علّيت مىگيريم، مىخواهيم اقتضاى بهمعناى دلالت را كنار بگذاريم. بهعبارت ديگر: اقتضائى كه در مقابل اقتضاء بهمعناى دلالت است غير از اقتضائى است كه در فلسفه مطرح است و بهمعناى علّيت مىباشد. در نتيجه حق با مرحوم آخوند است و اشكال امام خمينى رحمه الله- با اينكه بيان بسيار جالب و قابل استفاده است- بر مرحوم آخوند وارد نيست.