اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤١ - تقسيم سوم مقدّمه وجود، مقدّمه صحت، مقدّمه وجوب و مقدّمه علم
وجود خارجى و تكوينى آن نقش داشت، امّا مقدّمه وجوب چهبسا هيچگونه مدخليتى در تحقّق مأمور به ندارد ولى در وجوب مأمور به و تعلّق تكليف وجوبى نقش دارد.
انسان مىتواند با عدم استطاعت هم حج را انجام دهد، لذا كسى كه حج بر او استقرار پيدا كرده، اگر استطاعت را هم از دست بدهد، واجب است حج را- هرچند با زحمت- انجام دهد. ولى در عين اينكه مغايرت مقدّمه وجوب با مقدّمه وجود روشن و بديهى است، مقدّمه وجوب در محلّ بحث ما داخل نيست. ما نمىتوانيم بگوييم: «مقدّمه وجوب، وجوب دارد، يعنى همانطور كه در صورت وجوب «بودن بر پشتبام» مقدّمه آن- يعنى «نصب نردبان»- واجب است، در صورت «وجوب حجّ» نيز، مقدّمه آن- يعنى «استطاعت»- وجوب دارد». امّا در چه شرايطى بگوييم: «تحصيل استطاعت وجوب دارد»؟ در شرايطى كه استطاعت تحقّق دارد يا در شرايطى كه استطاعت تحقّق ندارد؟
اگر در شرايط نبودن استطاعت باشد، در اين صورت چگونه مىتوانيم وجوب تحصيل استطاعت را مطرح كنيم؟ وجوب تحصيل استطاعت، يك وجوب استقلالى نيست بلكه وجوب مقدّمى است و وجوب مقدّمى تابع وجوب ذى المقدّمه است و هنگامى كه استطاعت وجود ندارد، حجّى واجب نيست تا وجوبى از آن به استطاعت سرايت كند.
شما زمانى مىگوييد: «نصب نردبان واجب است» كه قبل از آن، وجوب «بودن بر پشتبام» را احراز كرده باشيد. و اگر بخواهيم «وجوب تحصيل استطاعت» را در شرايط تحقّق استطاعت مطرح كنيم و بگوييم: «حال كه استطاعت آمد و حج وجوب پيدا كرده، وجوبى از اين حج ترشح پيدا مىكند و به استطاعت- كه در خارج حاصل است- مىرسد»، چنين چيزى تحصيل حاصل است. بنابراين در باب استطاعت عنوان مقدّميت محفوظ است، امّا مقدّمه وجوب، مغاير با مقدّمه وجود است ولى ربطى به نزاع ما در باب مقدّمه واجب ندارد بهطورى كه ما يك وجوبى بهعنوان مقدّميت روى مقدّمه وجوب بياوريم. بله امكان دارد از راههاى