تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٣ - مسئله دوم - آيا شفاعت با توحيد خالص منافات دارد ؟
مسئله سوم - شفاعت از ديدگاه قرآن
گروه يكم
ما وراى طبيعى آنها است كه مستقيماً مستند به خدا مى باشد .
همچنين در همهء آن آيات كه نمودها و حقايق و جريانات عالم طبيعى را آيات الهى معرفى مى كند با تفسير فوق توجيه مى شود . درك اين آيات با شفاف ساختن و صيقلى نمودن رويهء طبيعى اشياء است كه ما وراى خود را نشان مى دهد . اين است معناى جملهاى كه از على بن ابى طالب عليه السلام نقل مى شود كه :
ما رايت شيئا الا و روايت الله معه ( چيزى را نديدم مگر اين كه خدا را با آن ديدم ) .
با بيان فوق ، موضوع شفاعت عبارتست از قرار گرفتن روح آدم گنهكار در حوزهء ما وراى طبيعى روح شفاعت كننده كه خود مستقيما مستند به خدا است . بنا بر اين نه شرك لازم مى آيد و نه خلاف قانون .
مسئله سوم - شفاعت از ديدگاه قرآن آيات مربوط به شفاعت در قرآن مجيد به چند گروه تقسيم مى شود :
گروه يكم - مى گويد : هيچ كس بدون اعلام و اجازهء خداوندى و بدون شرط نمى تواند شفاعت كند مانند :
« مَنْ ذَا اَلَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه ٢ : ٢٥٥ » . [١] ( كيست كه بدون اعلام و اجازهء او بتواند شفاعت كند ) و آيهء ٢٨ الانبياء - يونس آيهء ٣ - مريم آيهء ٨٨ - طه آيهء ١٠٩ - سبا آيهء ٢٣ - الزخرف آيهء ٨٦ - النجم آيهء ٢٦ - اكثر آيات اين گروه وقوع شفاعت را به اذن ( اجازه و اعلام ) الهى مشروط مى سازد . اگر موضوع شفاعت بدان جهت كه به شرك مى انجاميد يا نقض قانون بود امكان نداشت در اين صورت مشروط ساختن آن هم به اجازه و اعلام الهى صحيح نبود ، زيرا اين اجازه شبيه به آن بود كه خداوند به شرك ورزيدن مردم در بارهء خود اجازه بدهد يا نقض قانون جزمى را تجويز كند پس مى توان گفت : اين گروه از آيات با روشنايى تمام امكان
[١] سوره البقرة ، آيهء ٢٥٥ . .