تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٩ - تفسير ابيات
فروزان بود ، آن مرد الهى مانند پيامبر در ميان امتش بود كه در رضوان الله را بروى جامعهء خود مى گشايد . پيامبر ما فرموده است كه شيخ راه طى نموده در ميان قومش مانند پيامبر در ميان امتش مى باشد . يك روز خاندان اين شيخ گفتند : تو چرا اين قدر سخت دلى و خود دارى از ابراز عاطفه و احساسات مى كنى ؟ مادر مرگ و فراق فرزندانت با قد خميده ناله ها مى كنيم و اشكها مى ريزيم ، تو چرا گريه نمى كنى ، مگر اى مرد بزرگ ، در دل تو رحم و عاطفهاى وجود ندارد ؟ اگر در قلب تو رحمى وجود نداشته باشد و ما در اين دنيا به تو اميد وار نباشيم . در آن هنگام كه روز رستاخيز بر پا شود . اميد ما در بارهء شفاعت تو به نوميدى مبدل مى گردد . ما در آن روز كه براى هيچ كس امانى نيست بكرم تو چشم دوختهايم .
ما آرزو داريم كه دست ما در آن روز به دامان تو برسد ، تا از شكنجهء قيامت نجات پيدا كنيم . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است : من در روز قيامت نخواهم گذاشت كه گنهكاران امتم اشك ريزان باشند ، من گنهكاران را از جان و دل شفاعت خواهم كرد ، تا آنان را از شكنجه هاى آن روز سخت رهايى بخشم .
من در آن روز كوشش خواهم كرد تا كسانى كه مرتكب گناهان كبيره شدهاند از عتاب پيمان شكنى خلاص كنم .
نيكو كاران امتم فارغ و نجات يافتهاند و در آن روز مصيبت بار از شفاعت من بىنيازند ، بلكه خود آن نيكو كاران شفاعت خواهند كرد و حكم شان با عنايت خداوندى در چنان روزى نفوذ خواهد داشت . پيامبر ما گناهان را به گردن نخواهد گرفت ، زيرا هيچ كس وز رو و بال ديگرى را به عهده نمى گيرد ، بلكه شفاعت مقام والايى است كه خدا به پيامبر داده است كه مى تواند اثر معاصى مردم را محو و نابود بسازد . كسى كه در اين دنيا گناهى نمى كند ، مرد الهى است كه در پذيرش حق مانند كمان در دست تواناى حق است .
شيخ در لغت كيست ؟ شيخ يعنى كسى كه موهايش سفيد شده است .