تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٤ - تفسير ابيات
و انسانى به مبارزه پرداخته و حيات خدا دادى را دستخوش عوامل مزاحم نسازيم ، همچنان براى مبارزه با آن عوامل ، نيروى روحانى هم عطا فرموده است كه در شكل دعا و نيايش در انسان نمودار مى گردد .
تمام پيامبران الهى در مقابل گرفتارىها به دعا و زارى پرداختهاند . منتهى اين حقيقت نبايد فراموش گردد كه پناه بردن به خدا به وسيلهء دعا در مقابل ناملايمات كه خود مطابق دستورات الهى انجام مى گيرد ، غير از عدم تسليم به قضاى الهى است ، بلكه با يك نظر همه جانبه مى توان گفت : اين خود قضاى الهى است كه به بندگانش دستور داده است كه در مصايب و گرفتاريها او را بخوانند و بگويند :
« أَنِّي مَسَّنِيَ اَلضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ اَلرَّاحِمِينَ ٢١ : ٨٣ » [١] ( خداى من ، ضرر به من اصابت كرده است و تو ارحم الراحمين هستى ) .
نيايش كه از اعماق روح انسانى بر مى آيد ، مى تواند از قوانين و جريانات قضاى الهى برتر رود و مسير آنها را تغيير بدهد ، چنان كه نيروى برتر ، نيروى ضعيف را از بين مى برد .
تفسير ابيات اكنون بداستان رهروان راه حق گوش فرا ده ، كه چگونه آنان اعتراضى در عالم هستى ندارند . اهل دعا از گروه اولياء الله كسانى هستند كه گاهى مى خواهند جريانات هستى را بدرند و گاه ديگر آنها را بدوزند من گروه ديگرى از اولياء الله را مى شناسم كه زبان از دعا بر بسته و در اثر حالت آرامشى كه از رضا به قضا پيدا كردهاند ، تغيير و بر گردان قضاى الهى را حرام مى دانند . آنان در غوطه خوردن در قضاى الهى ذوق مخصوصى دارند كه جستجوى خلاصى از آن را كفر مى دانند [ ] چنان حسن ظن در دل آنان حكمفرماست كه از هيچ غم و اندوهى جامهء خود
[١] سوره الانبياء ، آيهء ٨٣ . .