تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٧ - ٢٦ - فراوانى خطاهاى عقل جزيى است كه انسان را به آرزوى جنون وادار مى سازد
لازم و كافى داشته باشند ، خواهند ديد كه عقل و ايمان سهل است كه انسانها تمام موجوديت خود را ، وجدان خويش را كه به هيچ وجه قابل خريد و فروش به نظر نمى رسد مى خرند و مى فروشند اين همه خود باختگىها ، اين همه سنگر خالى كردنها در مقابل موانع انسانى و طبيعى ، اين همه خود را به بىخيالى و بىطرفى زدن در ضرورتها و بايستگىهاى فردى و اجتماعى ، اگر ناشى از فروخته شدن خود نباشد ، پس از چيست ؟ مخصوصاً كسانى كه وجدان و عقل و ايمان و خود را ارزان خريده باشند .
آنان در مقابل يك دروغ ، وجدان ، عقل ، ايمان ، بلكه همهء خود را ببازار سوداگرى مى برند و مى فروشند و شادمان بخانه و محل كار خود بر مى گردند و خود را در قلهء مرتفع پيروزى مى بينند و نامش را با اجازه فلسفه ها سياسى معمولى ، هشيارى سياست مى گذارند و آن گاه همين پيروزمندان بازار وجدان فروشى و عقل فروشى و خود فروشى با قيافهء تمام جدى مى گويند : ما عمرمان را وقف تقويت وجدان ، عقل ، شخصيت در انسانها نموده ايم ٢٦ - فراوانى خطاهاى عقل جزيى است كه انسان را به آرزوى جنون وادار مى سازد .
عقل را هم آزمودم من بسى زين سپس جويم جنون را مغرسى [١] او ز شر عامه اندر خانه شد او ز ننگ عاقلان ديوانه شد او ز عار عقل كند تن پرست قاصدا رفتست و ديوانه شده است [٢] آزمودم عقل دور انديش را بعد از اين ديوانه سازم خويش را [٣] رفت روبه گفت اى شه همتى تا بپوشد عقل او را غفلتى توبهء او را به فن بر هم زنيم ما عدوّ عقل و عهد روشنيم [٤]
[١] دفتر دوم ، ص ١١٥ بيت ٣ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ١٤ بيت ١٥ . .
[٣] دفتر دوم ، ص ١١٤ بيت ٦٨ . .
[٤] دفتر پنجم ، ص ٣٢٣ بيت ٢٢ و ٢٤ . .