تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - قسم يكم - مراتب يا تعدد و تنوع طولى
قسم دوم - تعدد و تنوع فعاليتهاى عرضى عقل
٦ - يك توضيح مختصر به عنوان مقدمهاى بر مباحث آيندهء عقل .
اگر تعبير نفس به حقيقتى ما وراى طبيعى كه جلوه گاه مستقيم مشيت الهى مى باشد ( مانند عقل كل ) نيز صحيح تلقى شود ( مانند نفس كل ) ، باز اشكال فوق بر طرف نخواهد گشت . ) قسم دوم - تعدد و تنوع فعاليتهاى عرضى عقل - ما در درون خويش ناظر فعاليتهاى گوناگونى هستيم ، از قبيل : تجريد كليات ، انتخاب هدف و وسيله ، كشف تلازمها و روابط . . . آيا اين فعاليتهاى متنوع اثبات نمى كند كه عقل متعدد و متنوع است ، يا عقل واحد وجود دارد كه آن همه فعاليتها ناشى از نيروهاى آن است ؟ چنان كه اشاره شد همين ترديد ، در موضوع وجدان هم ديده مى شود .
٦ - يك توضيح مختصر به عنوان مقدمهاى بر مباحث آيندهء عقل .
در هيچ موردى از مباحث مثنوى ، تعريفى در بارهء موضوعات عالى علمى و فلسفى مانند تضاد و عشق و عقل و حركت و زمان و ماده ديده نمى شود ، روش جلال الدين در اين كتاب مانند روش يك دانشمند نيست كه خود را مجبور به سيستماتيك كردن مدركات خود به بيند و مقيد باشد كه تعريف جامع و مانع براى موضوعات خود بياورد و قواعد و پر نسيبهاى تصفيه شدهاى را به كار ببرد . او مى خواهد آن چه را كه درك مى كند بگويد خواه قابل نظم و ترتيب علمى و فلسفى بوده باشد يا نه .
كارى كه جلال الدين در بارهاى موضوعات عالى علمى و فلسفى مانند عقل ، صورت داده است ، اين است كه انواعى از عقل و خواص و فعاليتهاى آن را با مثالها و بيانات كاملًا شيوا مطرح نمايد .
به همين جهت است كه بارها گفتهايم كه جلال الدين در جهان بينى از فرهنگ اسلامى كه داراى سيستم باز است بهره بردارى نموده ، اما در تفسير و جهشهاى فكرى خود به هيچ يك از مكاتب جهان بينى گرايش صد درصد نشان نمى دهد ، او در عين حال كه معتزلى نيست و به معتزله روى خوش نشان نمى دهد در تمجيد و تجليل راسيوناليسم معتزلى داد سخن مى دهد ، گاه ديگر اشعرى مى شود . براى سخنان بودايى هم محملهاى