تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - منتخباتى از كتاب خاطرات خانه مردگان تاليف داستايوسكى
منتخباتى از كتاب خاطرات خانه مردگان تاليف داستايوسكى اما زندان براى آموختن شكيبايى بانسان ، مكتب خوبى است . [١] من تصور مى كنم بهترين تعريفى كه مى توان از انسان كرد اين است : « انسان عبارت است از موجودى كه به همه چيز عادت مى كند . » [٢] - و اين اطاعت از نظر رعايت اصول و از روى وجدان انجام وظيفه نبود ، بلكه بموجب يك قرار داد ضمنى بود كه طرفين مزاياى خود را متقابلا به رسميت مى شناختند . [٣] انسان بدون كار ، بدون قانون و بدون تمام چيزهايى كه بخاصه متعلق به او است ديگر انسان نيست و تباه مى شود و دو باره بصورت حيوانى باز مى گردد . [٤] اما آن زندانى كه مردى تحصيل كرده است و دستخوش تحريك و سرزنش وجدان حساسى قرار گرفته است ، با تحمل رنجهاى اخلاقى كه هر گونه مجازاتى در برابر آن ناچيز مى نمايد ، در بارهء جنايت خود قضاوتى چنان قاطع و بىشفقت مى كند كه سختترين و شديدترين قوانين نيز آن طور نمى تواند قضاوت كند . [٥] اين زندانى از كار افتاده نيز عاقلتر از آن بود كه خود را مطلقا در كارى وارد كند . و اگر گاهى وضعى پيش مى آمد كه يك كلمه حرف مى زد ، براى تبرئه وجدان بود . [٦] وى داراى چنان طبايع فطرى خوبى بود و خداوند آن قدر بوى ملكات فاضله بخشيده بود كه تصور فاسد شدن اين ملكات و خوىها ، پندارى پوچ و بىمعنى
[١] خاطرات خانه مردگان ، اثر داستايوسكى ترجمه آقاى محمد جعفر محجوب ص ١٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٩ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٢٤ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٢٨ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ٧٣ . .
[٦] همان مأخذ ، ص ٧٦ . .