تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧١ - ٤١ - عقل و قلب آدمى در تصرف خداست ، اوست كه هر دو نيرو را تكامل مى بخشد
تماشاگرى و بازيگرى محدود نمى توانست كارى در آن انجام بدهد ، با باز شدن آن افق پر معنا و وسيع ، اندازه گيريهاى عقل نيز عوض مى شود ، دريافت ديگرى كه با نامهاى مختلفى آن را تعبير مى توان كرد ، در درون آدمى به وجود مى آيد كه عقل معمولى تجربى كه در مرحلهء پيش از آن تمام موجوديتش را اداره مى كند ، مانند چراغ دستى در مقابل آفتاب مى نمايد .
يا به حقيقتى دست مى يابد كه مانند مثل افلاطونى ، عقل تجربى و جزيى مانند سايه آن نمودار مى گردد .
٤١ - عقل و قلب آدمى در تصرف خداست ، اوست كه هر دو نيرو را تكامل مى بخشد
گفت حق تمييز را پيدا كنم عقل بىتمييز را بينا كنم چون كه معجزهات را ظاهر كنم عقل را در ديدنش فاخر كنم ديده بخشم عقل بىتمييز را كور سازم جاهل ناچيز را [١] بىخبر بود او كه آن عقل و فؤاد بىز تقليب خدا باشد جماد يك زمان از وى عنايت بر كند عقل زيرك ابلهىها مى كند [٢] عقل او و وهم او و حس او نيست از وى هست آن جمله ز هو [٣]
اگر چه تمام موجودات عالم هستى در تصرف و تحت سيطرهء خداوندى است و اوست تكامل دهنده و محرك تمام اجزاء هستى ، ولى با ملاحظهء دخالت مستقيم عنصر قلب و عقل در هدف ايجاد هستى ، سيطرهء الهى به آن دو ، عالىتر و مستقيمتر از ساير كائنات است . همچنين اثر سلطهء خداوندى در عقل و قلب و روح آدمى مانند اثر شعاع مستقيم خورشيد در نباتات و حيوانات است . از اين رواست كه مى فرمايد :
« وَاِعْلَمُوا أَنَّ الله يَحُولُ بَيْنَ اَلْمَرْءِ وَقَلْبِه وَأَنَّه إِلَيْه تُحْشَرُونَ ٨ : ٢٤ » . [٤]
[١] دفتر چهارم ، ص ٢٤٢ ، بيت ٥٣ و ٥٤ و ٥٥ . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢٥٧ ، بيت ٤٤ و ٤٥ . .
[٣] دفتر پنجم ، ص ٣٠١ ، بيت ٤٩ . .
[٤] سوره الانفال ، آيهء ٢٤ . .