تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - ٤٨ - به مقام والاى حيرت گام بگذاريد ، در آن موقع اگر به خود بياييد خواهيد ديد عقول ورزيده بشما رشك مى برند
بگذار بىپرده بگويم : اگر در اين نقاط توقف بىاعتنا بگذرى و سر به پايين انداخته به سير خود ادامه بدهى ، نخستين لحظات روشنايى و روشنگرى ذاتى تو علامت خطر را روشن خواهد ساخت .
اگر به آن علامت هم اعتنايى نكنى ، مدتى سير قهقرا در پيش دارى و سپس سقوط به سيه چال نيستى . چرا پيش بينىهاى عظماى بشريت را در بارهء سر نوشت ، به منزلهء اخطار جدى تلقى نكردى ، تا در اين دوران ما ، مردم بديوانگى خود نبالند و نشانهء دست يافتن به جنون را چونان پرچم پيروزى موفقيت آميز بر تارك تاريخ نصب كنند ٤٨ - به مقام والاى حيرت گام بگذاريد ، در آن موقع اگر به خود بياييد خواهيد ديد عقول ورزيده بشما رشك مى برند .
آن چنان مستى مباش اى بىخرد كه به عقل آيد پشيمانى خورد بلكه ز ان مستان كه چون مى مى خورند عقلهاى پخته حسرت مى برند [١] عقل بفروش و هنر حيرت بخر رو به خوارى نى بخارا اى پسر [٢] خيره گشتم خيرگى هم خيره گشت موج حيرت عقل را از سر گذشت [٣] زين سر از حيرت گر اين عقلت رود هر سر مويت سر و عقلى شود [٤]
در آخر مجلد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى ، مباحثى را تحت عنوان حيرت مطرح كردهايم ، مراجعه شود . در اين مورد نكتهاى وجود دارد كه به طور اختصار بيان مى كنيم :
مستى و هوى و هوس و تحيرهاى جاهلانه را ، نبايد با حيرت عالى كه پس از طى مراحل لازم از دانش و بينش بانسان دست مى دهد ، مخلوط كرد ، آن گونه مستىها
[١] دفتر سوم ، ص ٤٨ بيت ٣٧ و ٣٨ . .
[٢] دفتر سوم ، ص ١٥٥ بيت ٢٧ . .
[٣] دفتر سوم ، ص ١٦٩ بيت ١٠ . .
[٤] دفتر چهارم ، ص ٢٣٨ بيت ٥٧ . .