تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - وقتى كه حيات طبيعى انسانى نتوانست از حدود امواج ماده تجاوز كند و حيات حقيقى خود را دريابد تمام سازمان موجوديت او مختل خواهد گشت
مى دارد : « نعمتها و قدرتهاى فوق طبيعى فقط بهمراه ديوانگى مى آيند » بايد گفت كه فرويد در مقابل اين نويسندگان نيمهء دوم قرن بيستم بسيار آدم خجالتى بوده است » .
دو جملهء فوق العاده با اهميت در عبارت فوق ديده مى شود كه بايد به طور جدى مورد دقت قرار بگيرد ، اين دو جمله يكى از كوپر است كه مى گويد : « ديوانگى خود ما را مجددا ابداع مى كند « و ديگرى از نرمان براون است كه مى گويد : نعمتها و قدرتهاى فوق طبيعى فقط به همراه ديوانگى مى آيند » .
اين دو نويسنده گويا در بارهء دو جملهء مزبور ، درست دقت نكردهاند ، زيرا مضمون اين دو جمله در فلسفه و عرفان مثبت شرقى و غربى به طور فراوان بررسى شده است اين مضمون كشف از وجود جهشهاى ما فوق عقل نظرى مى كند ، نه اين كه انسانهايى را به طور طبيعى كه در قلمرو احساس و عقل گام بر مى دارند تخطئه كرده و به آنان اثبات مى كند كه شما روش تعقلى و اصول آن را دور بيندازيد . اين كه كوپر مى گويد : « ديوانگى خود ما را مجددا ابداع مى كند » ناخود آگاه مى خواهد آن انفجارات و جهشهاى روانى را بگويد كه باعث دگرگونىهاى بسيار عالى در روان انسانى مى گردد و نتايج فوق العاده درخشانى را دنبال خود مى آورد ، مانند خود سازى و اكتشاف واقعيات . . . اين دو نويسنده اگر مقدارى زحمت مطالعهء روان شناسى نوابغ را تحمل مى كردند ، از مخلوط ساختن پديدهء نبوغ ما فوق عقل با ديوانگى تحت عقل سوء استفاده نمى كردند .
اگر استدلال آقايان صحيح است ، بروند به تيمارستانها و بيمارستانهاى روانى و هزاران اشخاص نابغه و قدرتهاى فوق طبيعى را بيرون بياورند و مورد بهره بردارى بسود اجتماعات قرار دهند چرا حيوانات و ديوانگان نمى توانند خود را مجددا ابداع نمايند و چرا نمى توانند به قدرتهاى ما فوق طبيعى دست بيابند ؟ اگر اين مسئله را از كوپر و براون بپرسند ، خواهند گفت : حيوانات و ديوانگان