تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠ - منتخباتى از كتاب برادران كارامازوف - داستايوسكى
كسى كه به خدا ايمان نداشته باشد به ملت خودش نيز ايمان نخواهد داشت ، اما كسى كه به خلق خدا ايمان دارد از تقدس الهى بهره مند خواهد شد ، حتى اگر تا آن هنگام ايمان به خدا نداشته است . [١] دنيا مخصوصاً در اين اواخر اعلام آزادى نموده است ، اما در پس پرده اين آزادى ما چه مى بينيم ؟ هيچ چيز جز بردگى و خودكشى زيرا مى گويند :
« تو داراى احتياجاتى هستى ، بنا بر اين آنها را تأمين كن ، زيرا تو هم مانند ثروتمندان و بزرگان حقوقى دارى . از تأمين احتياجات خود بيمناك مباش ، بر عكس بكوش كه بيش از پيش بر وسايل راحتى خودت بيفزايى » .
اين است امروز شعار دنيا اين است معنى آزادى اما اين حق افزايش احتياجات چه عواقبى ببار خواهد آورد ؟ در ميان ثروتمندان جدايى و خود كشى روحى و در بين مستمندان حسادت و آدم كشى ، زيرا درست است كه به آنان حقوقى تفويض كردهاند ليكن وسايل مقتضى براى تأمين احتياجات آنان ارائه ندادهاند .
مى گويند : دنيا روز بروز متحدتر مى شود و بين جهانيان برادرى استوارترى برقرار مى گردد ، زيرا فواصل كوتاه شده و انتقال افكار از طريق هوا بسى آسان شده است ، اما به اين وحدت جهانى ايمان نداشته باشيد .
افراد بشر بر اثر اشتباه كردن آزادى با اختيار افزايش نيازمندىهاى خود و تأمين سريع اين نيازمندىها ، طبع خود را تغيير مى دهند : بدين معنى كه در خود اميال ابلهانه و بىمورد و عادات مبهم بىشمارى به وجود مى آورند و تنها هدف زندگى آنان رشك بردن بر يكديگر و پر كردن شكم و ارضاء هوسهاى خود مى باشد .
امروز ترتيب دادن ضيافتها ، رديف كردن خدمتكاران و ملتزمين ركاب و جمع آورى عنوانها و كاركنان مختلف به منزلهء احتياجى تلقى مى شود كه مردم همه چيز خود حتى زندگى و شرافت و حيات ديگرى را در راه نيل بدان فدا مى كنند و هر گاه هم به مقصود نرسند خودشان را مى كشند .
[١] برادران كارامازوف ، ج ١ ، ص ٣٥٧ . .