تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨١ - منتخباتى از كتاب ابله - تاليف داستايوسكى
يك ذرهء لازم براى تكميل مجموع موزون جهانى است و براى افزايش يا كسرى يا تضادى يا چيز ديگرى به كار مى رود ، چنانچه فدا شدن ميليونها افراد بشر براى تأمين بقاى عالم ضرورى است بدون اين فدا كارى دنيا قابل دوام نخواهد بود ( گو اين كه اين فكر به خودى خود فكر ظالمانهاى است ) ولى چه بايد كرد ؟ من عقيده دارم هر گاه افراد بشر اينسان به جان يكديگر نيفتاده و يكديگر را نمى خوردند ، ساختن دنيا امرى محال بود و من از اين ساختمان چيزى درك نمى كردم اما در عوض نكته ديگرى را با اطمينان هر چه تمامتر مى دانم :
در صورتى كه به من وجدانى اعطاء شده است تا دريابم » هستم « به من چه كه بناى دنيا غلط نهاده شده است يا اين كه بهتر بود طور ديگرى به وجود آيد ؟ بنا بر اين چه كسى مرا محاكمه خواهد كرد و محاكمهء من بر چه اصلى صورت خواهد گرفت ؟ شما هر چه مى خواهيد بگوييد ، ولى من عقيده دارم كه چنين محاكمهاى ظالمانه و غير قابل تصور خواهد بود . [١] اين نامه مظهر احترام عميق من نسبت بشما بود كه در يكى از دشوارترين لحظات زندگيم از ته قلبم تراوش نموده بود . . . در آن دقايق شما هم چون نورى در قلب تاريك من تابيدن گرفتيد . . . من . . . » [٢] اين كه مى گويند هر بار خدا بخواهد كسى را مجازات كند ، نخست عقلش را از او مى گيرد حق دارند . [٣] بدون شبهه او بشما پاسخ خواهد داد كه شخصيت بزرگتر و پاكتر را ترجيح مى دهد ، زيرا سرانجام پيروزى با زهد و تقوى و پاكى است . [٤]
[١] همان مأخذ ، ص ٣٧ - ٣٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٦٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٨٩ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٠٤ . .