تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - ١٧١ فرستادن فرعون به مدائن در طلب ساحران ١٨٧
آيه
تفسير ابيات
آيه « قالُوا أَرْجِه وَأَخاه وَأَرْسِلْ فِي اَلْمَدائِنِ حاشِرِينَ . يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ ٧ : ١١١ - ١١٢ . » [١] [ چشمگيران قوم فرعون ] ( به فرعون گفتند : حكم در بارهء موسى و برادرش را بتأخير بينداز ، گروهى را به شهرها بفرست تا ساحرها را جمع آورى نموده تمام ساحرهاى دانا را بنزد تو بياورند .
تفسير ابيات حضرت موسى عليه السلام از نزد فرعون باز مى گردد و فرعون اشخاص صاحب نظر را كه شايستهء مشورت بودند ، دور خود جمع كرد . آنان در اظهار نظر و مشورت انديشه هاى خود را با پا فشارى عرضه كردند .
در پايان كار هامان تبه كار نظرى داد و فرعون به سوى منظور هامان رهنمون گشت . او چنين گفت : اى پادشاه پيروزمند اكنون كه اهميت كار موسى ترا اندوهگين ساخته است ، بايد ساحران را جمع آورى كرد .
ما در شهرها و كشورها ساحران ماهرى داريم كه هر يك در كار خود بىنظير و پيش تاز است ، مصلحت چنين است كه آنها را با صلاحديد صاحب نظران مصر از اطراف بخوانيم [ تا كار آن دو نفر را يك سره كنند ] فرعون از نظرهامان پيروى كرده مردم زيادى به نواحى مختلف فرستاد تا جادوگران را بمصر بياورند . در هر طرف كه ساحرى نام آور وجود داشت پيك ماهرى را بسويش فرستاد .
در آن زمان دو جوان جادوگر بودند كه در كار سحر شهرت بسزايى داشتند ، سحرشان در دلهاى مردم جريان داشت . استادى آن دو جوان بمرتبهاى بود كه آشكارا مى توانستند از ماه شير بدوشند ، در مسافرتها به جاى استفاده از وسايل سفر به خمها سوار مى شدند .
ماهتاب را بشكل كرباس در آورده و ذرع كرده و بمشترى فروخته و در مقابل نقره گرفته بودند ، بىچاره مشترى هم وقتى آگاه مى شود كه تحت تأثير جادو
[١] سوره الاعراف ، آيهء ١١١ . .