تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٧ - ٧٢ - عقل مى تواند خير خواهى و بد خواهى را از يكديگر تشخيص بدهد
اولا از ميان همه موجودات ابديت را به مردم عاقل اثبات مى كند ، سپس ابديت جهان را از ابديت عقلا نتيجه مى گيرد .
توضيح اين كه در مباحث عقل كل اشاره كرديم و گفتيم كه جلال الدين مانند هگل رويه ما وراى طبيعى موجودات را عقل مى داند و آن را عقل كل مى نامد . اين عقل كل از مجراى علت و معلول طبيعى و زمان و مكان و ساير خواص طبيعت بالاتر است ، بدين جهت فساد و نيستى را براى آن راهيابى نيست . و انسان عاقل هم كه توانسته است از نظر رشد روحى به حيطهء عقل كل گام بگذارد ، پس براى او هم فنايى تصور نمى شود . اين توضيح بر عكس روش جلال الدين در بيت مورد بحث است زيرا در بيت مورد بحث از بقاء عاقل به بقاء جهان استدلال مى كند . آن چه كه براى توضيح مقصود جلال الدين مناسب است ، اين است كه بگوييم : بنا بمضامين ابيات فراوانى كه در مثنوى وارد شده و مى گويد :
تا بدانى كاسمانهاى سمى هست عكس مدركات آدمى باده در جوشش گداى جوش ماست چرخ در گردش اسير هوش ماست
با قطع نظر از درك و عقل آدمى جهانى وجود ندارد ، و اين موجودات زمينى و آسمانى جز انعكاسى از مدركات انسانها چيز ديگرى نيستند : و از آن جهت كه عقل و درك آدمى از جهان ماده و كون و فساد بالاتر است ، يا بدان جهت كه عقل و درك آدمى موجى از امواج روح است كه براى ابديت آفريده شده است ، در نتيجه جهان نيز ابدى است ، زيرا جهان جز انعكاسى از معقول و مدرك آدمى چيز ديگرى نيست . البته اين يك روش ايده آليستى خالص است كه جلال الدين هم در همهء مثنوى آن را نمى پذيرد ، ولى معناى اولى از اين اعتراض به دور است .
٧٢ - عقل مى تواند خير خواهى و بد خواهى را از يكديگر تشخيص بدهد
مشفقى گر كرد جور و امتحان عقل مى بايد كه نبود بد گمان [١]
[١] دفتر پنجم ، ص ٣٢٤ بيت ٢٦ . .