تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨ - ١٤ - عقل جزيى محصول ماده و موجى از امواج آن است
١٥ - خواب و رؤياى هر كسى مطابق عقل و انديشهء او در حال بيدارى است .
١٦ - اگر عقل را به فعاليت وادار نكنيم ، رفته - رفته از كار مى افتد .
اما از نظر مادى همان است كه همهء ما او را مى بينيم :
١ - نان و مواد ديگر مبدل به اجزاء درونى و برونى انسان مى گردد .
٢ - اين انديشه ها و تعقلها كه وابستهء مواد هستى و ساير كرات فضايى است حقيقتى است ، عقل عالى تجرد يافته كه جهان را در خود مى بيند حقيقت ديگر .
٣ - اين همه انديشه و فهم و وهم جز موج ماده چيز ديگرى نيست ، الا اين كه موج ديگرى مى تواند از اقيانوس وجود آدمى بر خيزد و سر بكشد و تا سر منزل لقاء الله برسد .
١٥ - خواب و رؤياى هر كسى مطابق عقل و انديشهء او در حال بيدارى است .
خواب احمق لايق عقل وى است همچو او بىقيمت است و لا شىء است خواب ناقص عقل گول آمد كساد پس ز بىعقلى چه باشد خواب باد [١]
دو بيت فوق آن قسم از خوابهاى طبيعى را گوشزد مى كند كه مطابق انديشه ها و توهمات و تجسمات و تعقلهاى حالت بيدارى است . متأسفانه بعضى از عشاق خيره به معبود خويش در علم ، تمام خوابها را در همين قسم منحصر كردهاند ، ما در مجلدات گذشته در اين باره مشروحا بررسى كردهايم .
١٦ - اگر عقل را به فعاليت وادار نكنيم ، رفته - رفته از كار مى افتد .
ده مرو ده مرد را احمق كند عقل را بىنور و بىرونق كند [٢]
اين هم يك حقيقت بسيار عالى است كه چنان كه با از كار انداختن بعضى از عضلات ، آن عضله از فعاليت خود ساقط مى شود و اين موضوعى است كه از نظر علمى چنان كه لامارك مورد بررسى قرار داده است قابل قبول است ، همچنان عقل جزئى
[١] دفتر ششم ، ص ٤١٦ بيت ٢١ و ٢٣ . .
[٢] دفتر سوم ، ص ١٤٥ بيت ٥٦ . .