تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٢ - مطلب دوم - آيا دوزخ معبد گنهكاران است ؟
مقاومت نكردن آن در مقابل كارد گرفته تا ساير پديده هاى طبيعى و روانى قاتل كه همه و همه در پهنهء طبيعت و قوانين آن مورد مشيت خداوندى است ، تسليم هدايت و خواستهء خداوندى است .
آن چه كه باعث معصيت و جنايت و طغيان آدم جنايت كار است ، چيزى كه به خود او مستند است و مقصود از خود او همان شخصيت انعقاد يافتهء اوست كه وسايل علم به بد و خوب و قدرت مقاومت در مقابل ارتكاب زشتى و نداى وجدان و عقل سليم را در اختيار دارد و با داشتن اين همه وسايل دورى از جنايت ، دست به جنايت مى زند ، اين جنايت به خود او مستند مى باشد . انسان در اين نقطه تبه كار مى شود و گنهكار مى گردد . و همان حقايق بىطرف را كه خداوند به او عنايت فرموده مانند كالبد مادى و نيروهاى طبيعى و روانى و رويدادها و نتايجى كه مى توانستند ، عالىترين موقعيت را به خود بگيرند ، بلجن كشيده و آنها را وسيلهء عذاب الهى قرار داده است .
جلال الدين مى گويد :
مسجد و طاعاتشان خود دوزخ است پاى بند مرغ بيگانه فخ است هست زندان صومعه دزد لئيم كاندر آن ذاكر شود حق را مقيم
مطلب دوم - آيا دوزخ معبد گنهكاران است ؟
اگر مقصود از دو بيت فوق همانست كه در مطلب يكم گفتيم كه همهء اجزاء جهان هستى و مجموع آن در همه حال مشغول تسبيح و عبادت خداوند است ، مطلب صحيحى است ، و اما اگر مقصود جلال الدين از مسجود بودن دوزخ همان معناى معمولىاش باشد درست نيست ، زيرا دوزخ به معناى عمومى اش سقوط در عذاب و فراق از رحمت و لقاء الله است ، كه نتيجهء مجسم زشت كارى انسانى است . مطلب سوم - مى گويد :
آدمى را هست در هر كار دست ليك از او مقصود اين خدمت به دست ما خلقت الجن و الإنس اين بخوان جز عبادت نيست مقصود از جهان