تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٤ - حيات در افق قرآن
ريشهء اساسى حيات به مناسبت انتساب آب به علو ( در دو آيه ) مقام خاصى در خلقت دارد ، مانند اين است كه خداوند مى فرمايد : نيروى حيات يك پديدهء آسمانى است . و ممكن است منظور فقط اين باشد كه بوجود آمدن حيات انسانها شبيه به پديدهء روييدن نباتات زمين به وسيلهء آب است . نباتات به وسيلهء آب سر بر مى آورند و با روابط مخصوصى در هم مى پيچند . اين نكته هم مورد اشتراك هر دو آيه است .
در آيه ٤٥ از سوره كهف جريان ناپايدار حيات را در مقابل عوامل نابود كننده متذكر مى شود . در آيهء ٢٤ از سوره يونس دخالت مستقيم خداوند را در نابود كردن آن روييده شده هاى زيبا بيان مى كند ، نيز در آيه ٢٤ از سورهء يونس كيفيت حيات دسته جمعى انسانها و نابودى ناگهانى آنها را گوشزد مى نمايد .
« اِعْلَمُوا أَنَّمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِي اَلأَمْوالِ وَاَلأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ اَلْكُفَّارَ نَباتُه ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراه مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَفِي اَلآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ الله وَرِضْوانٌ وَمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ اَلْغُرُورِ ٥٧ : ٢٠ . » [١] ( بدانيد كه زندگى دنيا بازى و لهو و آرايش و مباهات بيك ديگر و رقابت در افزايش اموال و فرزندان است . مانند اين كه بارانى ببارد و نباتى بروياند ، سپس آن نبات بهيجان در آيد و سبز و خرم گردد ، و آن گاه [ نوبت خزانش برسد ] به بينى كه آن سبز و خرمى بزردى مبدل شده ، سپس خس و خاشاك گردد [ و پوچ شود ] و در سراى آخرت عذاب شديد [ براى تبه كاران ] و مغفرت و رضوان الهى [ براى مردم با ايمان ] است ، زندگانى جز كالاى غرور چيزى نيست ) .
و به هر حال هر سه تشبيه در عين سادگى كه قابل فهم همگانى است وضع حيات انسانها و جوش و خروش و شعله ور گشتن و نمايشگرى و سپس نابود شدن آنها را مانند كفهاى ناچيز توضيح مى دهد .
فلسفهء اين حيات را كه جايگاه جست و خيز و نمايشگرىاش سطح خاك تيره
[١] سوره الحديد ، آيهء ٢٠ . .