تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - منتخباتى از كتاب ابله - تاليف داستايوسكى
و بعدا گرفتار ندامت وجدان شوم . [١] » مانند من باش بخند زندگى را سخت نگير همه چيز گذران و ناپايدار است حالا عاقلانه رفتار كنى بهتر است كه بعدا در آتش ندامت بسوزى . . . [٢] بدين طريق همه مى خواهند آزادى فكر و خلوص قلب و سلامتى مزاج و همهء مواهبى را كه خدا به آنها ارزانى داشته است حفظ كنند . اما تنها از راه حق به منظور خود نائل نخواهند گرديد . و به همين جهت است كه اسب پريده رنگى با سوار خود كه مرگ نام دارد ، نمايان مى شود و جهنم نيز عقب سر او فرا مى رسد . [٣] « آيا خودتان به اين قبيل مسائل عقيده داريد ؟ » « هم عقيده دارم و هم آنها را تفسير مى كنم ، زيرا من لخت و فقير ، جز ذرهاى در گرد باد جهانى چيز ديگرى نيستم . [٤] همان قدر كه مادرى از مشاهدهء نخستين لبخند كودك خود خوشحال مى شود به همان اندازه خداى متعال از مشاهده گناهكارى كه از ته قلب دست نياز به سوى او دراز كرده و دعا مى كند خرسند مى گردد . [٥] او مخصوصاً به فكر مراحل ابتدايى بحرانهاى روحى خود بهنگام بيدارى افتاد شاه زاده در بحبوحهء بحران نگرانى و بهت و افسردگى ناگهان احساس مى كرد كه مغزش آتش مى گيرد و قواى حياتيش قدرت حيرت انگيزى مى يابند .
در اين لحظات كه مانند برق مى گذشت حس زندگى و وجدان در او چندين برابر نيرومندتر مى شد و نور شديدى قلب و روحش را فرا مى گرفت و كليهء عواطف و شكها و نگرانيهايش به يك بار از ميان مى رفت و جاى خود را به يك آرامش جان بخش ، يك لذت شيرين ، يك اميدوارى نامحدود مى پرداخت كه در پرتو آن عقلش چنان
[١] همان مأخذ ، ص ٣٠٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٣٠٩ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٤٣ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٤٤ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ٧٩ . .