تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - روايت
ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْجاهِلِينَ ١١ : ٤٥ - ٤٦ « . [١] نوح با پروردگارش به مناجات پرداخت و گفت : خداى من ، فرزند من از دودمان منست ، وعدهء تو حق و تو احكم الحاكمين هستى . خدا فرمود : اى نوح فرزند تو از دودمان تو نيست ، او عمل ناشايست است تو در بارهء آن چه كه بر تو پوشيده است از من چيزى سؤال مكن ، تو را پند مى دهم مبادا از گروه نادانان باشى ) » « قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ . الله اَلصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ ١١٢ : ١ - ٤ « . [٢] ( بگو آن خداى بىهمتاست . خداوند بىنياز . نزاييده و زاييده نشده و براى او هيچ كس مثل و نظير نيست . ) روايت « مع كل شىء لا بمقارنه و غير كل شيء لا بمزايله « [٣] ( خدا با همهء اشياء هست اما نه به طور تقارن دو جسم . و غير از همه چيز است ، اما نه مانند انفصال دو جسم از يكديگر )
[١] سوره هود ، آيهء ٤٥ و ٤٦ . .
[٢] سوره توحيد ، آيهء ١ و ٢ و ٣ . .
[٣] نهج البلاغه ، خطبهء ١ ج ١ ص ٩ . .