تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - قسم يكم - مراتب يا تعدد و تنوع طولى
نيك و بد ، نظارت ، مجرى قانون ، كيفر دهنده ، قطب نما . . . همچنين با نظر به تحقيقات گوناگونى كه در مغز بشرى و فعاليتهاى انديشمندان به دست مى آيد ، اين است كه عقل آدمى نيز داراى مراتب يا داراى تعدد و تنوع مى باشد . اين مراتب يا تعدد و تنوع به دو قسم مى تواند مطرح شود :
قسم يكم - مراتب يا تعدد و تنوع طولى اين قسم در مثنوى به طور فراوان مشاهده مى شود از قبيل - عقل به طور مطلق ، عقل جزيى ، عقل عقل ، عقل كل ، يا عقل كلى . . . تفاوت ميان اين عقول ، به جهت عظمت عقل است كه موجب عظمت ديدگاه و فعاليت آن مى گردد ، بلكه همين عقل به جهت گذشتن از خود طبيعى و افزايش دانش و بينش بمرتبهاى مى رسد كه در زير بناى جهان هستى مؤثر واقع مى گردد ، چنان كه در مبحث عقل كل مطرح كرديم .
ابيات مربوط به اين قسم از تعدد ، در مثنوى زياد است ، نهايت امر اين است كه آيا مقصودش از اين تعدد همان عقول دهگانه است كه در فلسفهء گذشتگان مورد بحث قرار گرفته است يا نه ؟ در آن بيت كه مى گويد :
عقل اول راند بر عقل دوم ماهى از سر گنده گردد نى ز دُم [١]
و همچنين ابيات مبحث گذشته كه دلالت به مراتب يا تعدد و تنوع عقل دارد ، شباهتى به همان اصطلاح عقول دهگانه دارد ، ولى از آن جهت كه ترتيب مزبور در عقول دهگانه و شمارهء مشخص براى آنها در مثنوى ديده نمى شود لذا بعيد است كه مقصود جلال الدين همان اصطلاح معروف بوده باشد .
توضيح - اگر بيت به همان وضع باشد كه نسخهء مير خانى و علايى نقل مى كند ، يعنى مصرع چنين باشد - « عقل اول راند بر عقل دوم . » بايد بگوييم : مقصود اين است كه حركات و سكنات عقل دوم كه عقل جزيى است ( نه به اصطلاح عقول دهگانه )
[١] مثنوى علائى ، دفتر سوم ، ص ٢٧٤ و مير خانى دفتر سوم ص ٢٧٩ ، ولى مثنوى نيكلسون و انقروى و رمضانى هر سه ، بيت فوق را با كلمهء نفس آوردهاند : نفس اول راند بر نفس دوم ماهى از سر گنده گردد نى زدم .