تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٠ - آيه
آيه « وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ اَلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا اَلْمِحْرابَ . إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ وَاِهْدِنا إِلى سَواءِ اَلصِّراطِ . إِنَّ هذا أَخِي لَه تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي اَلْخِطابِ .
« قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِه وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ اَلْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا اَلَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا اَلصَّالِحاتِ وَقَلِيلٌ ما هُمْ وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاه فَاسْتَغْفَرَ رَبَّه وَخَرَّ راكِعاً وَأَنابَ ٣٨ : ٢١ - ٢٤ » . [١] ( اى پيامبر ما ، آيا داستان تنازع كنندگان ( در زمان داود ) به تو رسيده است ؟ آنان دور محراب را گرفته و به داود عليه السلام وارد شدند . داود از آنان بيمناك گشت . تنازع كنندگان گفتند نترس ، ما دو خصم هستيم كه بعض ما به بعضى ديگر تعدى كرده است ، تو در ميان ما به حق حكم فرما و از حق تجاوز مكن و ما را براه راست ارشاد فرما .
[ يكى از آن دو ] گفت : اين شخص برادر منست نود و نه بز دارد و من يك بز دارم . بمن گفت : آن يك بز را هم بمن بده تا تحت كفالت من باشد و در گفتگويش بمن غلبه كرد . داود عليه السلام فرمود : در تقاضاى يك بز كه دارى . به تو ستم روا داشته است [ چنين است كه ] شركاء به طور فراوان بعضى به بعض ديگر ستم مى كنند ، مگر كسانى كه ايمان آورده و عملهاى نيكو مى آورند و آنان در اقليتاند . داود گمان كرد يا دانست كه ما او را از آزمايش كرديم ، بخدايش استغفار نمود و به ركوع ( سجده ) افتاد و بسوى خدايش باز گشت كرد . ) [٢]
[١] سوره ص ، آيهء ٢١ تا ٢٤ . .
[٢] در تفسير آيهء مربوط به قضاوت حضرت داود عليه السلام ميان مفسرين اختلاف نظر وجود دارد ، در اينكه به چه علت حضرت داود بدون شنيدن دليل طرف ديگر حكم به تعدى و ستمگر بودن او نموده است تفسير معقول همان است كه در بارهء ترك اولى حضرت آدم عليه السلام گفته شده است . ظاهر بيت جلال الدين اين است كه نود بز مورد متعلق به داود عليه السلام بوده است ، ولى مسلماً بايد بيت را تأويل كرد . .