تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - منتخباتى از يادداشتهاى زير زمينى - تاليف داستايوسكى
مى كند . . . و با وجود اين - ( خودتان هم مى دانيد ) كه رفيق من يك شخصى اجتماعى است و به همين دليل - اگر تنها او را مقصر بدانيم - هوم . بىانصافى كردهايم ، كار خوبى نيست .
آقايان من ، آيا مى توانيد بگوييد : حقيقتاً براى بشر چيزى كه پر بهاتر و مصلحت آميزتر از بزرگترين منافع و مصالحش باشد وجود ندارد ؟ و يا ( بدليل اين كه منطق را گم نكنيم ) - اين طور بگوييم كه مصلحتى وجود دارد كه افضل جملهء مصالح بشرى است ، ولى در تمام قاموسهاى مصالح و منافع كه نگاه كنيم هميشه از قلم مى افتد اين مصلحتى است كه مهمتر و قوىتر و بزرگتر از كليه مصالح ديگر است . اين مصلحتى است كه بخاطر آن بشر آماده است و مى تواند به تمام مصالح و منافع مشخص و تعيين شدهء قبلى پشت پا بزند و همهء قوانين آنها را نيز به دست نسيان بسپارد و عليه تمام آنها عمل كند ، يعنى عليه عقل ، عليه احترام و آرامش و خوشبختى رفتار كند خلاصه عليه تمام اين خواص و منافع خوب و قشنگ عمل كند - فقط بخاطر حفظ اين بزرگترين و مصلحت آميزترين مصلحتهايش ، بخاطر اين مصلحتى كه براى او پر بهاتر از هر چيز است .
مى شنوم كه مى خواهيد حرفم را قطع كنيد و بگوييد : « با تمام اين احوال كه مى گويى آن مصلحت نيز مصلحتى است بين مصلحتها « اما كمى تحمل كنيد ، تا بيشتر توضيح بدهم . آن چه مى گويم مربوط بامرى واهى و خيالى نيست ، بلكه بدليلى كه اقامه مى كنم ربط دارد .
اين مصلحتى كه اسم بردم تنها به همين دليل قابل توجه است كه از سياهه ها و طبقه بندىهاى معمولى كه براى مصلحتهاى ديگر مى كنند خارج است و تمام آنها را خراب مى كند . همهء آن قواعدى كه بشر دوستها جهت غنى كردن ، يا سعادتمند كردن ما خاكيان ، وضع يا تقرير كردهاند ، همه را زير پا مى گذارد و خراب مى كند ، همهء آنها را غير ممكن مى كند .
قبل از اين كه نام اين مصلحت بخصوص را ببرم ، مى خواهم خودم را به خطر