تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - ١٧ - بازىهاى كودك عقل او را به فعليت مى آورد و ورزيده مى كند
و تجربى با دور شدن از انگيزه هايى كه موجب فعاليت مى شود ، از كار مى افتد ، يا بعضى از فعاليتهاى آن مطابق محيط عوض مى شود .
١٧ - بازىهاى كودك عقل او را به فعليت مى آورد و ورزيده مى كند .
تا ز لعبت اندك اندك در صبا جانش گردد با يم عقل آشنا عقل از آن بازى همى يابد صبى گر چه با عقل است در ظاهر ابى كودك ديوانه بازى كى كند ؟
جزء بايد تا كه كل را پى كند [١]
چه توجه روانى عالى است كه در سه بيت فوق از جلال الدين ديده مى شود . توضيح اين كه تماس كودك با اشياء تدريجاً خواص آنها را از گرمى و سردى و سختى و نرمى و تحرك و سكون به او مى فهماند .
اشياء طبيعى و انسانها با پديده ها و حركات مخصوص به خود ، انديشهء او را تدريجاً به درك روابط ميان علل و معلولات و شرايط و مقتضيات تحريك مى كند . استدلالى كه جلال الدين در بيت سوم مى كند و مى گويد :
كودك ديوانه بازى كى كند ؟
جزء بايد تا كه كل را پى كند
از نظر روانى فوق العاده جالب است . كودك مبتلا به اختلالات روانى است حركات طبيعى و پديده ها و روابط اشياء او را به خود جلب نمى كند ، تا با ايجاد آنها و تصرف در آنها لذتى ببرد . اين لذت مقدمهء ورزيده شدن انديشه و تعقل اوست . دو موضوع مهم را در اين مورد متذكر مى شويم :
موضوع يكم - از مطلب فوق مى توان چنين نتيجه گرفت كه اشخاص و متفكرين كه فعاليت عقل جزيى تجربى را در ميان صندوق اين جهان منحصر مى كنند ، در حقيقت مى خواهند بگويند : موجوديت انسانى عقل خود را بايستى در همين بازيگاه اشباع و مستهلك بسازد ، مثل اين است كه بگويند : بازىهاى لذت بار كودك براى عقل و فعاليت انديشه هاى كودك كفايت مى كند
[١] دفتر ششم ، ص ٣٨٥ بيت ٧٧ و ٧٨ . .