تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - ١ - عقل كل زير بناى هستى است
جلال الدين در بارهء عقل و اقسام و مراتب آن مطالب فراوانى گفته است . اين مطالب را با اين كه از نظر علمى و فلسفى سيستماتيك مطرح نكرده است ، ولى مى توان گفت : در اين موضوع توانسته است عالىترين مطالب مربوط به عقل را بيان كند .
ما اين مطالب را تدريجاً تحت ابياتى كه سروده است ، به طور اختصار بررسى مى كنيم :
١ - عقل كل زير بناى هستى است .
تا چه عالمهاست در سوداى عقل تا چه با پهناست اين درياى عقل عقل بىپايان بود عقل بشر بحر را غواص بايد اى پسر عقل پنهان است و ظاهر عالمى صورت ما موج يا از وى نمى [١] اين جهان يك فكرت است از عقل كل عقل كل شاه است و صورتها رسل [٢] كل عالم صورت عقل كل است اوست باباى هر آنك اهل قل است چون كسى با عقل كل كفران فزود صورت كل پيش او هم سگ نمود [٣] عقل كل سر گشته و حيران توست كل موجودات در فرمان توست عذر خواه عقل كل و جان تويى جان جان و تابش مرجان تويى [٤] زهره نى مر زهره را تا دم زند عقل كلش گر ببيند كم زند [٥] عقل كل و نفس كل مرد خداست عرش و كرسى را مدان كز وى جداست [٦]
[١] دفتر اول ، ص ٢ بيت ١٧ و ١٨ و ١٩ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ٩٤ بيت ١٨ . .
[٣] دفتر چهارم ، ص ٢٦٨ بيت ٢٠ و ٢١ . .
[٤] دفتر چهارم ، ص ٢٤٧ بيت ٥٧ و ٥٨ . .
[٥] دفتر سوم ، ص ١٩٧ بيت ٧ . .
[٦] دفتر پنجم ، ص ٢٨٦ بيت ٣٨ . .