تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٣ - حيات در افق قرآن
و تماشاگرى ما است كه معرفت ما را در بارهء حيات طبيعى متزلزل و بىپايه مى گذارد .
٤ - تشبيه به حيات از افق قرآن .
« وَاِضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناه مِنَ اَلسَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِه نَباتُ اَلأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوه اَلرِّياحُ وَكانَ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً ١٨ : ٤٥ . » [١] ( مثلى در بارهء حيات دنيا به آنان بيان كن ، اين مثل چنين است كه آبى از آسمان فرود آوريم ، به وسيلهء آن آب روييدنىها سر بر آوردند و بهم پيچيدند و سپس از هم گسيخته و متلاشى گشته و درد امان بادها به اين سو و آن سو پراكنده شدند و خداوند بر همه چيز توانا است ) .
نظير اين مثل در سورهء يونس آيهء ٢٤ بدين قرار آمده است :
« انما مثل الحياة الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما ياكل الناس و الانعام حتى إذا اخذت الارض زخرفها و ازينت و ظن اهلها انهم قادرون عليها اتاها أمرنا ليلا او نهارا فجعلناها حصيدا كان لم تغن با الامس كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون » .
جز اين نيست كه مثل حيات دنيا چونان آبى است كه از آسمان فرود آورديم و به وسيلهء آن ، گياهان زمين از آن چه كه مردم و چار پايان مى خورند در هم آميخت ، به وسيلهء آن گياهان زمين آراستگى گرفت [ چنان زيبا و داراى نمايش وجودى شد ] كه مردم آن جايگاه گمان كردند كه آن گياهان زيبا تحت سلطه و توانايى آنها است ، [ ناگهان ] مشيت ما بر نابودى آن روييده شده ها شبانگاه يا در روز فرا رسيد و آن همه روييده شده ها را درو كرده بر باد فنا داد ، آن چنان كه گويى ديروز براى آن مردم حالت استغناء اصلا وجود نداشت . بدينسان خداوند آيات خود را به مردم انديشمند تشريح مى كند ) .
آيهء اول ( كهف ٤٥ ) با آيهء دوم ( يونس ٢٤ ) در اين معنى مشتركاند كه
[١] سوره الكهف ، آيهء ٤٥ . .