تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - آيا هفتاد و دو ملت همه بر حقند ؟
((١٥٠١)) سنّى از تسبيح جبرى بىخبر جبرى از تسبيح سنّى بىاثر
((١٥٠٤)) و ان همى گويد كه اين را چه خبر جنگشان افكند يزدان از قدر
مضمون اين ابيات چنان كه اشاره كرديم هر يك از فرق اسلامى را با نظر بموقعيت مخصوصى كه دارند تصديق مى كند .
اين مسئله بايستى مورد تحليل بيشتر قرار بگيرد ، زيرا مسلم است كه واقعيت دين تناقض را تجويز نمى كند ، هيچ مكتبى نمى تواند اين عقيده را كه مردم همه در همهء كارها صد در صد مجبورند با آن عقيده كه مى گويد : هيچ كس در كارهايش مجبور نيست سازش بدهد ، زيرا حقيقت قابل تفكيك به دو نقيض نمى باشد و اگر مقصود ملاحظه شرايط محيطى و ذهنى است كه موجب اختلاف فرق شده است ، اين نظريه در آن موضوعات كه مربوط به احكام مستقل و ابدى عقول انسانى نباشد ، صحيح است مانند اختلاف در فروع .
اما در اصول مشتركهء اسلامى مانند توحيد و مسئلهء تكليف و نبوت و معاد . بدان جهت كه عقول سليمه انسانها در بارهء آن اصول ، مطالب روشنى را درك مى كند لذا كسانى كه از آنها منحرف شوند يا بايد فاقد ادراكات عقلانى سليم باشند ، يا اين كه در روش عقلانى مقصراند .
اين همه اختلافات ناشى از هوس پرستى و شهرت جويى و جاه طلبى را نمى توان بحساب قدر آورده بگوييم : مثلًا خوارج كه با على بن ابى طالب مخالفت ورزيدند بر حق بودهاند ، زيرا قدر الهى آنان را به مخالفت با على عليه السلام وادار كرده بود ٢ - مى گويد : اختلاف امت اسلامى و افتراق آنها به هفتاد و دو ملت براى اين بود كه :
((١٥٠٥)) گوهر هر يك هويدا مى كند جنس از ناجنس پيدا مى كند
مضمون اين بيت كاملًا مخالف ابيات فوق است . زيرا در اين بيت بعضى را حق و بعض ديگر را باطل معرفى مى نمايد . سپس در صدد تصحيح اين مضمون بر آمده مى گويد :