تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦ - مناجات
به وسيلهء شعر امكان پذير است ، حد اقل در مشرق زمين بطرز مخصوص گاهى خيلى بيشتر از ابراز حقايق عقلانى به وسيله نثر است .
شعر آن احساسات بشرى را كه از جويبار حيات انسانها سر مى كشد ، تحت تاثير قرار مى دهد و نمى گذارد عقل آدمى با آن وسايل كميت و كيفيت و چون و چراهاى مخصوص به خود ، دخالتى در حركت و هيجان آدمى داشته باشد .
به همين علت است كه مى گوييم : پديدهء شعر يكى از حساسترين پديده هاى قاموس بشرى است كه ممكن است به طور مستقيم تغييراتى در متن حيات فردى و اجتماعى به وجود بياورد .
همه مى دانيم كه در تحرك انسانها و رها كردن وضع موجود و حركت او به سوى وضع ديگر ، شعارهاى اجتماعى و سياسى كه جنبهء شعرى داشته ، چه آثار حيات ايجاد كرده است .
٣ - در آن هنگام كه شعر يك شاعر داراى دستور و بيان كنندهء بايستگى و نبايستگى بوده باشد ، اگر شاعر از مهارت كامل برخوردار بوده باشد ، نقش موثرتر از بيان احساسات مجرد در واقعيات حذف و انتخاب شده را به عهده مى گيرد ، زيرا شاعر موقعى كه قيافهء دستور دهنده به خود مى گيرد به اضافهء اين كه مى تواند احساس شخصى خود را بصورت نمايندهء احساس عموم جامعه در آورده زشتى و زيبايى و نيكى و بدى مورد انتخاب خود را باز گو كنندهء تمام محتويات عقلانى و احساسى جامعه نشان بدهد مى تواند دستورات خود را مانند الهام و وحى براى ديگران قابل قبول بسازد ، اين هم خطر ديگرى كه از پديدهء شعر ممكن است به حيات مادى يا معنوى انسان وارد شود .
٤ - اختلاط شعر با سخنان مربوط به واقعيات ، همان اندازه حساس و در معرض خطر است كه در آميخته شدن احساسات مهار نشده با تعقل و انديشه هاى واقع بينانه .
اين آميزش را كه مى توان در تمام فرهنگهاى بشرى سراغ گرفت ، داراى دو جنبه است :
الف - جنبهء سودمند : اگر براى يك فرد آن توانايى حاصل شود كه واقعيات