تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٨ - آيه
روايت
آيا رضا به قضاى الهى جريان هستى را در اختيار انسان قرار مى دهد ؟
مسئله يكم
( بگو به تحقيق نمازم و عبادتم و زندگى و مرگم همه براى خداست كه پروندهء عالميان است . ) روايت « عن امير المومنين عليه السلام ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عباده العبيد و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار . » [١] ( از امير المومنين عليه السلام : « گروهى خدا را به جهت ميل و طمع در بهشت و نعماى الهى عبادت مى كنند ، عبادت اينان سوداگرى است . گروهى خدا را به جهت ترس از دوزخ و ناملايمات مى پرستند ، اين پرستش بردگان است . گروه سوم خدا را بدان جهت كه شايسته سپاس مى بينند مى پرستند ، اين پرستش آزادگان است . )
بىرضاى او نيفتد هيچ برگ در جهان ز اوج ثريا تا سمك
آيا رضا به قضاى الهى جريان هستى را در اختيار انسان قرار مى دهد ؟
سؤال فوق به دو مسئله اساسى قابل تحليل است :
مسئله يكم - تحت تأثير قرار گرفتن جريان هستى براى شخصى كه رضا به قضاى الهى دارد و مقصود از تحت تاثير قرار گرفتن معناى حقيقى آن است ، مثلًا مى تواند آب را از ميعان و آتش را از سوزاندن جلوگيرى كند .
اين تصرف در جريان هستى اگر چه بنظر مردم عامى و عقل پرستان بسيار بعيد ، بلكه امكان ناپذير مى نمايد . ولى با توجه به نيروى فوق العادهء با عظمت روح ، اين استبعاد و خيال امكان ناپذير بودن از بين مى رود .
چنان كه رشد روانى انسان كالبد مادى خود انسان و جهان ماده را به وسيلهء
[١] نهج البلاغه ، ج ٣ ص ٢٠٥ و ٢٠٦ . .