تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - منتخباتى از كتاب ابله - تاليف داستايوسكى
بشر را به يكديگر ارتباط دهد وجود ندارد .
همه چيز نرم شده است ، همه پخته شدهاند آرى همهء ما پخته شدهايم . . . اما كافى است ؟ . [١] اما در ارتباط بين دو شخص چه عوالم و اسرارى نهفته است كه ما از آن بىخبريم شما در افشاندن بذر و چگونگى انجام » اقدام سخاوتمندانه « و هر نوع اقدام نيك ديگر ، قسمتى از شخصيت خودتان را مى دهيد و در عوض قسمتى از شخصيت ديگرى را مى گيريد ، به طورى كه بين دو شخصيت شما يك اشتراكى وجود دارد و هر گاه اندكى دقت كنيد مى توانيد در بارهء شخصيت ديگر اطلاعات و معلومات غير مترقبهاى حاصل كنيد تا بحدى كه بتدريج يك اقدام نيك شما در حق كسى ممكن است جنبهء علمى را بيابد و شايد هم تمام زندگى شما را اشغال كند . [٢] » درست است حقارت و حجب از اين لحاظ نيروى عظيمى است ، لكن اين نيرو آن نيرويى نيست كه مذهب مدعى كشف آن مى باشد .
« آه مذهب من به زندگى جاودانى عقيده دارم و شايد هم همواره به آن عقيده داشتهام . همچنين عقيده دارم وجدان مشعلى است كه به دست اراده روشن شده و داراى نيرويى شگرف است و دنيا را در خود منعكس مى كند و مى گويد : « من هستم « و نيز بر آنم كه همين نيروى شگرف ناگهان بعلت اسرار آميزى و حتى به هيچ علتى به او فرمان مى دهد كه خاموش شود . بسيار خوب همه اينها را قبول دارم ، لكن اين مسئله باقى مى ماند كه چه لزومى دارد رضايت را به اجبار بيفزايم ؟ آيا نمى توانند تنها به بلعيدن من اكتفا نمايند و ديگر توقع آن را نداشته باشند كه هنگام بلعيده شدن براى بلعنده اشعار ستايش آميز نخوانم ؟ آيا ممكن است كسى در بالا از اين كه من نخواهم دو هفته ديگر صبر كنم آزرده شود ؟ هرگز چنين چيزى را باور نمى كنم . بر عكس عقيده دارم كه بدن نحيف من
[١] همان مأخذ ، ص ٣٥٩ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢١ - ٢٠ . .