تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - ٣٩ - آيا بخت و شانس موجب افزايش عقل و بالعكس ، عقل موجب افزايش بخت و شانس مى گردد ؟
انسانها مؤثر است ، انديشه ها و عقول آدميان كه آگاهانه صورت مى گيرد ، هزاران برابر بالاتر از آن است .
پس نمود طبيعت در آن هنگام كه انديشه و تعقل آدمى را تحريك نموده و به فعاليت وا مى دارد با اين كه محدود است نه زبان دارد ، نه چشم دارد ، نه گوش ، در ظاهر از هر گونه آگاهى و وسيلهء آگاهى محروم است ، در صورتى كه موقعى كه شما در مقابل يك انسان قرار مى گيريد كه عقلش در تحريك و فعاليت است ، به اضافهء اين كه در مقابل يك جهان نامحدود قرار گرفتهايد ، اين جهان زبان دارد و چشم دارد و گوش دارد ، و از مرتبهاى از آگاهى تا عالىترين درجهء آگاهى را ممكن است دارا بوده باشد لذا اين رو در رو قرار گرفتن مى تواند با يك تصاعد ما فوق هندسى عقل شما را افزايش دهد و ديدگاه وسيعتر از آن چه را كه هزاران نمود و جريان طبيعى در مقابل شما بر مى نهد ، در اختيار شما بگذارد .
مخصوصاً فراموش نكنيد كه - انفجارهاى روانى فوق العاده شگفت انگيز كه انسان قهرمان مى سازد ، غالبا از ديدار عقلى با عقل والاتر صورت مى گيرد . و بالعكس - عوامل و انگيزه هاى ناشايست كه در مقابل عقل قرار مى گيرد ، آن را تحت تاثير قرار مى دهد :
عقل تو گر اژدهايى گشت مست يار بد آن را زمرد دان كه هست [١]
از ملاك كلى اين مبحث و مباحث ديگر عقل كه به اين مسئله مربوط است ، آشكار مى شود كه جلال الدين مى پذيرد كه عقل آدمى تحت تاثير اجتماع قرار مى گيرد ، ولى نه به آن معنا كه سازندهء عقل تنها خود اجتماع باشد ، چنان كه دوركايم مى گويد .
٣٩ - آيا بخت و شانس موجب افزايش عقل و بالعكس ، عقل موجب افزايش بخت و شانس مى گردد ؟
از كبابش مانع آمد آن سخن بخت نو بخشد تو را عقل كهن [٢]
[١] دفتر پنجم ، ص ٣٢٤ ، بيت ٢٦ . .
[٢] دفتر سوم ، ص ١٤٠ ، بيت ٣٣ . .